X
نگاهي به حکم سنگسار
آيا احکام جزايي اسلام بر حسب تغيير عرف و تحولات روزگار مي تواند تغييرپذير باشد يا چون احکام عبادات همواره ثابت است و هيچ دگرگوني در آن راه ندارد؟ اين سوال از ديرزمان مطرح بوده و حتي در روزگار امامان(ع) نيز چنين تصوري وجود داشته است. احکام جزايي که در صدر اسلام تشريح شد، عمدتاً براي تعديل احکام خشن و غيرقابل تحمل احکام قبل از اسلام بوده است.

امام علي (ع) در روايتي مي فرمايد؛ مقررات عرب جاهلي در مورد جرم زنا اين بود که هرگاه زني مرتکب زنا مي شد او را در خانه يي حبس ابد مي کردند و هرگاه مردي مرتکب زنا مي شد او را از ميان خود طرد کرده، همواره او را مورد سرزنش و آزار قرار مي دادند و راهي جز اين براي عرب جاهلي شناخته نبود. در آغاز ظهور اسلام اين روش امضا شد و آيه آمد؛ زنان بدکار را در خانه نگه داريد تا مرگ شان فرا رسد يا خداوند راه مناسب تري براي آنان قرار دهد. (نساء/ 15) هرگاه مردان مرتکب زنا شدند آنان را مورد آزار قرار دهيد و اگر برگشتند و توبه کردند و تکرار نکردند خداوند توبه پذير است. اين وضع ادامه داشت تا اينکه بر تعداد مسلمان افزوده شد و اسلام قدرت گرفت و مسلمانان از قوانين عرب جاهلي ناخشنود بودند و آن را خشن مي دانستند.

از اين رو خداوند با نزول آيه يي براي مردان و زنان زاني، حکم حبس ابد براي زنان و اذيت مداوم براي مردان را نسخ کرد.»
(وسايل الشيعه، ج 18، ص 351)

نکته مهمي که در کلام امام علي آمده اين است که مردم از اجراي آن احکام خشن وحشت داشتند و هراس مسلمانان از اجراي يک حکم خشن باعث شد خداوند آن را نسخ کند تا مسلمانان از دين اسلام تنفر و انزجار پيدا نکنند. در ميان انواع جرائمي که اتفاق مي افتاد شايد جرم و گناهي بزرگ تر و زشت تر از هتک عفت عمومي تلقي نمي شد و کيفر اين گناه در ميان تمام اقوام و مذاهب بسيار سنگين بود. در شريعت يهود کيفر زاني قتل و کيفر زانيه سنگسار کردن بود و حکم سنگسار نخست در شريعت موسي اجرا مي شد. در آيين هند جزاي زانيه اين بود که او را پيش سگ هاي گرسنه مي انداختند تا بدنش را پاره پاره کنند و همين طور ساير اقوام احکامي خشن داشتند. در شريعت اسلام حکم بسيار مهمي که تشريح شد و ظاهراً در شرايع ديگر به اين گونه نبوده است، اجراي حد براي کساني است که نسبت زنا بر کسي وارد کنند و نتوانند آن را با حضور چهار شاهد عادل اثبات کنند. نام اين حد «قذف» است، يعني تهمت غيرقابل اثبات. در دو آيه از قرآن - آيات 4 ، 5 و 23 سوره نور آمده است؛ کساني که نسبت ناروا وارد مي کنند و در دادگاه نمي توانند با چهار شاهد ثابت کنند بايد 80 تازيانه بر آنان نواخت و اينها جزء فاسقان اند يا مي فرمايد؛ لعنت شدگان در دنيا و آخرت هستند. چرا شريعت اسلام اثبات جرم زنا را تا اين اندازه سخت گرفته، زيرا حفظ عفت عمومي از مسائلي است که همه بايد به آن اهميت دهند. در اينجا طرح دو مساله را لازم مي دانم اميدوارم قضات محترم نيز به آن توجه داشته باشند. با دقت به آيات قرآن و روايات وارده آيا احکام جزايي اسلام تابع شرايط زمان و مکان نبوده و آيا با تحولات اجتماعي و تغيير عادات بشري و کشف راه هاي انساني تر براي کاهش جرائم نبايد واقعيات علمي و حقوقي و جزايي را پذيرفت؟ اگر در عرف اين روزگار سنگسار يک عمل خشن و به فرموده امام علي «هراسناک» تلقي شود باز هم بايد به اجراي آن پاي فشرد؟ ما اگر بر اين باوريم که احکام تابع مصالح و مفاسد است و اين مصالح و مفاسد قابل کشف و درک است نبايد مصالح موجود را مد نظر قرار داد. اگر براساس نظر کارشناسان و تشخيص دهندگان مصلحت، اجراي برخي احکام نه تنها موجب کاهش جرم نمي شود، بلکه وهن به اسلام را در پي دارد، نبايد در اجراي آن تجديدنظر کرد؟ چگونه است که در دادگاه ها ديه قتل را از صد شتر و حله يماني عبور داده و براساس پول رايج حکم مي کنند چون شتر و حله يماني موضوع روزگار خود بود و در اين زمان موضوعيت ندارد.

نکته ديگري که بايد توجه کرد، هدف وضع شارع از اين قوانين است. چنين فهميده مي شود که هدف و غرض شريعت اسلام از تشريع قوانين جزايي، جنبه تربيتي و پيشگيري جرائم بوده است. و هيچ گاه هدف اجراي حدود نبوده است بلکه اجراي حد تنها يک وسيله تلقي مي شده. نمونه آن تنوع مجازات ها در حکومت امام علي است که در اينجا مجال ذکر موارد نيست. مجازات سنگسار که در برخي روايات و فتاوي فقيهان آمده است و با توجه به اينکه راه هاي زيادي براي اجرا نکردن حکم وجود دارد، ممکن است از لحاظ نتيجه و برحسب عرف زمان و مکان قابل تجديدنظر باشد. در عرصه تربيتي و کيفري، گام هاي علمي و تجربي سودمندي برداشته اند تا مجرم را با مجازات هاي سبک تر به تربيت انساني وادارند. ما اگر در کنار فقه به ويژه احکام جزايي و اجتماعي، فلسفه فقه داشته باشيم شايد در اجراي پاره يي احکام در شرايط کنوني تامل کنيم. عالمان بزرگي که در برابر اخباري گري ايستادند و اصول را وارد مدار فقه کردند و عقل را يکي از منابع چهارگانه در اجتهاد شمردند، براي درج در کتاب ها و تقويت ذهن شاگردان نبوده است بلکه براي تطبيق دادن دين با حوادث واقعه بوده است. چگونه است که فقيهان ما تن دادن به راي مردم، ضرورت انتخابات، حکومت پارلمانتاريسم و امثال آن را لازم شمرده اند و در مسائل سياسي به حوادث واقعه توجه کرده اند ولي در مسائل جزايي و احکام کيفري حاضر نيستند از سنت گذشته عبور کنند. به عبارت ديگر اهداف و مقاصد شريعت را فداي احکام شريعت کرده اند. سنگسار کردن، دست بريدن، اعدام کردن و زندان انداختن تمام اينها وسيله و طريق است. وسايل و طرق هيچ گاه ثابت و يکنواخت نيستند. اين اهداف و مقاصد هستند که ثابت و يکنواخت هستند. اجراي حدود اسلامي براساس سنت گذشته نه حکومت اسلامي را نمايان مي سازد و نه اهداف شريعت را محقق مي کند بلکه تحقق عدالت در جامعه از بين بردن فاصله هاي طبقاتي، تامين امنيت عمومي و احياي آزادي هاي فردي و اجتماعي است که در قانون آمده و نمايانگر حکومت اسلامي است. آيا از خود پرسيده ايم چرا با اين همه زنداني کردن، اعدام کردن و مجازات کردن جرائم عمومي از قبيل اعتياد، قتل و تجاوز کاهش نمي يابد و صفحات حوادث روزنامه ها هر روز و هرگاه بيانگر وقوع اين جرائم است؟

به نظر مي رسد روش هايي را که برگرفته ايم پاسخگو نيست و احکام جزايي اسلام براساس تحولات زمان پيش نرفته است.

مرحوم شهيد مطهري سخن زيبايي دارد که مي گويد؛ «احتياجات بشر در طول زمان تغيير مي کند و هر احتياجي که بشر دارد يک نوع تقاضا دارد و اسلام هيچ گاه جلوي نيازهاي واقعي بشر را نمي گيرد.»

امام علي مي فرمايد؛ «من عرف الايام لم يغفل عين الاستعداد» (کسي که روزگار خود را بشناسد از آمادگي غافل نخواهد شد.) و در جاي ديگر مي فرمايد؛ «اعرف الناس بالزمان من لم يتعجب من احداثه» (داناترين افراد نسبت به زمان کساني هستند که حوادث زمان آنان را غافلگير و شگفت زده نکند.) طبيعي و بديهي است که اين گفتار براي عامه مردم نيست. عمدتاً خطاب به عالمان دين است که نبايد از حوادث روزگار غافل بمانند.

در نظام هاي حقوقي امروز ريختن خون افراد به هر دليلي اولاً و با لذات است. محکوم است. پيامبر اسلام فرمودند اگر شبهه يي در اجراي ريختن خوني به خاطر اجراي حد داريد آن را اجرا نکنيد. يعني اصل بر حفظ خون آدميان است و مهم تر از آن حفظ آبرو و حيثيت آدميان. چرا در قرآن آيات حد درباره نسبت دهندگان به زنا شديدتر از آيات مربوط به حد زنا است. و لعن دنيا و آخرت نصيب کساني است که درصدد نسبت هاي ناروا هستند و اصل بر اين است که اين نوع جرائم که به عفت عمومي ارتباط پيدا مي کند پوشيده بماند. در پايان اين سوال دردمندانه مطرح است که چرا تاکيد امام خميني مبني بر تاثير زمان و مکان در اجتهاد در حوزه ها مغفول مانده است؟

محمدتقي فاضل ميبدي
+ نوشته شده در 1388-بهم-12ساعت 09:46 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

ورارت کشور به 12سوال درباره تخلفات انتخابات جواب نمی‌دهد/40هزار فرم شمارش آرای صندوق‌هاهنوزمنتشرنشده

سیاست > انتخابات  - سایت الف که توسط احمد توکلی اداره می‌شود 12سوالی را مطرح کرد که وزارت کشور نسبت به آنها پاسخگو نیست.

سایت الف، سوال‌هایی را که به وزارت کشور ارسال کرده و معتقد است این وزارتخانه به آنها پاسخ نمی‌دهد به این شرح منتشر کرده است:

1- لطفاً توضیح بدهید که چطور ممکن است در چند استان (مثلاً لرستان) در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها (مثلاً بیش از ده درصد از کل صندوق های این استان) تعداد کل آرا مضرب صد بشود (100، 200، 300 و غیره).

2- چرا تعدادی از فعالین سیاسی (بخصوص مسئولان ستاد انتخاباتی موسوی) در همان ساعات و روزهای اولیه پس از انتخابات دستگیر شدند؟ با وجود اینکه اعتراض‌ها هنوز تازه آغاز شده بود

3- در طی 12مرحله اعلام آرا تنها در دو مرحله آخر شاهد اعلام آری باطله بودیم در حالی که طبق فیلم موجود و نیز مستنداتی که در همین سایت و دیگر سایت‌ها اشاره شد، در 10مرحله قبلی ارای مأخوذه اعلام شده بود و نمی‌توان گفت که اینها آرای صحیح بوده و چون آرای باطله کم بود پس بدان شاره نشده است.
لطفاً صریحاً بگویید چرا آرای باطله از همان اول اعلام نشد؟

4- در مورد نرم‌افزار تجمیع آرا چطور، که گفته می‌شود در بیرون از وزارت کشور برنامه آن نوشته شده است در حالی که وزارت کشور توان نوشتن چنین برنامه‌ای را داشت.

5- در برخی مساجد که پایگاه بسیج هم هست از افراد خواسته می‌شود که به فلانی رای بدهید و فلانی ضدولایت فقیه و منافق است آیا این طریق تبلیغات خلاف وصییت امام خمینی (ره)نیست چراکه ایشان به (نیروهای نظامی) گفتند وارد احزاب نشوید آیا این خود کار یک حزب نیست؟

6- در آمار تفکیکی که بعدها منتشر شد، شبهات و اشکالات زیادی وجود داشت. فرضا منفی بودن تعداد آرای باطله در یکی از صندوق های استان لرستان. این موضوع را چگونه می توان توجیه کرد؟

7- چرا وزارت کشور در صبح روز رای‌گیری اعلام کرد که نیازی به وارد کردن کد ملی رای دهندگان در سیستم نیست ؟ آیا امکان پاک کردن مهر شناسنامه‌ها وجود ندارد؟

8- چرا وزارت کشور اصل 40هزار فرم 22 (صورتجلسه شمارش آرا صندوق‌ها) را که مدعی است به امضای نمایندگان و ناظران موسوی رسیده، منتشر نمی‌کند و نمی‌گذارد روی سایت خودش تا خیال معترضین واقعی راحت شود و صف معترضین و آشوبگران جدا گردد؟

9- شماره ردیف کاندیداها در حوزه های رای‌گیری به ترتیب حروف الفباء به صورت: 1- احمدی‌نژاد 2- رضائی 3- کروبی 4- موسوی بود اما کدهای اختصاصی برای آنها به صورت: 44 - احمدی‌نژاد 55 - رضائی 66 - کروبی 77 - موسوی بود که بر خلاف ردیف‌ها که منطقی و درست است کدها با هیج منطقی سازگار نیست. اگر استفاده از اعداد دو رقمی مورد نظر بود منطقی‌ترین و صحیح‌ترین روش اختصاص کدها به صورت زیر است که باعث هیج اشتباه و سردرگمی نمی‌شود: 11 - احمدی نژاد 22- رضائی 33 - کروبی 44 - موسوی. منتظر جواب منطقی هستم.

10- آیا برای تجمع هواداران آقای احمدی‌نژاد در میدان ولیعصر در 24خرداد که با تبلیغ رسانه‌های دولتی همراه بود و از تلویزیون زنده پخش شد، مجوز صادر شده بود؟ با توجه به لزوم درخواست تجمع یک هفته قبل، این درخواست چه زمانی و توسط چه کسی به وزارت کشور تسلیم شده بود؟

11- نامه فرماندار فیروز‌آباد فارس به استانداری برای هزینه اعزام مستقبلین از آقای احمدی‌نژاد در سفر استانی ایشان در بهار 88 به شیراز را چگونه توجیه می‌کنید؟ این هم سندش که همان روزها الف زده است: http://alef.ir/1388/content/view/49268/

پاسخ استانداری و وزارت کشور به این نامه چه بوده است؟ در فاصله 20 روز مانده به تبلیغات رسمی انتخاباتی، آیا هزینه مستقبلین از نامزد انتخابات آتی و رئیس‌جمهور وقت از بیت‌المال پرداخت شده است؟

12- چرا آرای محسن رضائی از صبح تا بعدازظهر از630 هزارتا به 580 هزارتا کاهش پیدا کرد؟

+ نوشته شده در 1388-بهم-8ساعت 09:14 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-بهم-3ساعت 12:48 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

در پی وقایع تلخ بازداشتگاه کهریزک که موج فزاینده ای از انتقادات درباره وضعیت بازداشتگاه ها را به دنبال داشت ، فرماندهی نیروی انتظامی اعلام کرد که از این پس بازداشتگاه ها ، " استاندارد" می شوند.

سرتیپ احمدی مقدم در این باره گفته است:تمام بازداشتگاه‌ها به سیستم مونیتورینگ(دوربین های مدار بسته)مجهز می‌شود تا کنترل سیستماتیک و اصولی بر رفتار کارکنان پلیس اعمال شود.

این سخنان که اذعان به غیراستاندارد بودن دستکم برخی از بازداشتگاه ها و دربرگیرنده وعده استاندارد سازی آنهاست را باید به فال نیک گرفت ولی نکته مهم اینجاست که بازداشتگاه ها با نصب دوربین های مدار بسته ، استاندارد نمی شوند (هر چند که این تمیهد نیز می تواند در جای خود مفید باشد) بلکه قانون ، پیش از این که مسوولان ناجا در اندیشه استاندارد سازی بازداشتگاه ها باشند ، مقررات مربوط به این مهم را تدوین کرده است و فقط کافی است آقایان قانون موجود را یک بار بخوانند و آن را اجرا کنند.

«آیین نامه اجرایی بازداشتگاه هی موقت» که در 30 آبان 1385 در 19 ماده و 10 تبصره به تصویب رسیده و ابلاغ شده است ، در نوع خود یکی از بهترین و مترقی ترین تدابیر قانونی برای حفظ حقوق متهمان و جلوگیری از بروز افتضاحاتی مانند ماجرای کهریزک است.

به عنوان مثال ، یکی از پیش بینی های موجود در این آیین نامه که در ماده 9 بدان اشاره شده ، این است که رئیس بازداشتگاه باید « به محض ورود متهمان، آنان را از ضوابط و مقررات مرکز و حقوق خویش مطلع نموده و با بازدید روزانه بر اجرای مقررات نظارت نماید.»

در واقع اولین حق متهم این است که از حقوق خودش آگاه شود و کسی هم که موظف است این حقوق را به او گوشزد نماید ، کسی نیست جز رئیس بازداشتگاه.

در همین آیین نامه همچنین به ملاقات های آزادانه و روزانه متهم با وکیل و افراد دیگر به تصریح اشاره شده و در ماده 10 آمده است :
«متهمان می توانند همه روزه از ساعت 8 الی 20 با وکیل مدافع، بستگان و سایر افراد مورد درخواست خود به طور حضوری و آزادانه در مکان های خاص ملاقات نمایند مگر آنکه طبق نظر شورای تشخیص ملاقات وی با افراد دیگر- غیر از وکیل- مخل انتظامات عمومی و حسن جریان محاکمه باشد و یا صریحا در قرار صادره از آن منع شده باشد در این صورت ملاقات با متهم تنها با اجازه کتبی مرجع صادر کننده قرار امکانپذیر می باشد.»

حال باید پرسید که آیا واقعاً متهمان می توانند هر روز با وکیل یا بستگان شان ملاقات کنند یا این که گاه وضعیت طوری می شود که وکیل و بستگان متهم حتی نمی دانند که او کجاست و اتهامش چیست؟!

ماده 11 نیز در نوع خود جالب توجه است: «متهمان مجاز به خرید و استفاده از نشریات، کتب و مجلات و روزنامه ها و نیز استفاده از وسایل ارتباط جمعی به طور تمام وقت می باشند. مگر اموری که شرعا و قانونا استفاده از آن ممنوع است.
تبصره- متهمان می توانند از وسایل شخصی خود مانند تلفن همراه و رایانه استفاده نمایند.»

این ماده به اندازه ای برای افراد بازداشتی حقوق انسانی قائل شده است که به آنها اجازه می دهد حتی از تلفن همراه نیز استفاده کنند.
البته بدیهی است که طبق مقررات هر گاه ارتباط متهمان با خارج از بازداشتگاه تالی فاسد ، مانند تبانی و نظایر آن داشته باشد ، به دستور مقام قضایی ، از داشتن برخی ارتباطات تا تعیین تکلیف ، منع می شود ولی همان طور که ملاحظه می شود، اصل ، برخورداری از ارتباطات است.

مواد بعدی این آیین نامه به محیط فیزیکی بازداشتگاه مربوط می شود که در آن تصریح شده که اولاً احداث برجهای دیده بانی و استفاده از سیم خاردار در محیط پیرامون بازداشتگاه مزبور ممنوع می باشد.(ماده 12) و ثانیاً متهمین در اتاق هایی با امکانات مناسب، دارای فضاهای هواخوری کافی و در قالب "مجتمع های مسکونی" نگهداری می شوند.(ماده 13)

همچنین برای این که اتفاقاتی مانند کهریزک که در آن 147 نفر را در یک فضای 74 متری نگهداری می کردند پیش نیاید ، مقرر شده است که « حداقل فضای فیزیکی مسقف بازداشتگاه های موقت ( غیر از فضای هواخوری) برای هر نفر 7 متر مربع باشد.»

در آیین نامه مذکور همچنین مساعدت های انسانی هم برای متهمان در نظر گرفته شده است ، کما این که در ماده 14 آمده است: « در هر مرکز گروه های مشاوره و معاضدت حقوقی و مددکاری تشکیل می گردد که به ارائه خدمات ویژه و تخصصی برای متهمان می پردازند.
تبصره 1- به ازای هر 50 نفر متهم یک نفر مددکار اجتماعی و یک نفر کارشناس حقوقی بکار گرفته می شود.

تبصره 2- برای هر مرکز حداقل از یک روانشناس جهت ارائه خدمات مشاوره ای و روانشناختی به متهمان، استفاده خواهد شد.»

همچنین مقرر شده است که قاضی ناظر در بازداشتگاه ها بر وضعیت قضایی متهمان نظارت کند و اقدامات لازم به منظور تسریع در آزادی آنان را فراهم سازد و معاضدت قضایی آنان را نیز عهده دار شود.

در همین راستا و برای حل برخی مسائل حقوقی ، رئیس بازداشتگاه طبق ماده 16 مکلف به تأسیس یک شعبه شورای حل اختلاف در بازداشتگاه شده است.

همان طور که ملاحظه می شود ، در یک بازداشتگاه استاندارد در جمهوری اسلامی ، از فضای فیزیکی مناسب برای زندگی انسانی گرفته تا ارتباطات متعارف اجتماعی و حمایت های حقوقی و روان شناختی و ... برای متهمان پیش بینی شده است.
به علاوه طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز ، هرگونه شکنجه - چه در بازداشتگاه و چه در خارج آن ممنوع است- و متهمان ، علاوه بر برخورداری قانونی از حقوق فوق الذکر ، متحمل شکنجه نیز نمی شوند.
با توجه به آن چه بر اساس نص صریح قوانین و مقررات جمهوری اسلامی بدان ها اشاره شد ، سوالی که مطرح می شود این است که چند درصد از بازداشتگاه های موقت در کشور حائز شرایط استاندارد فوق می باشند؟

مشکل بازداشتگاه های ما ، داشتن یا نداشتن دوربین مدار بسته نیست ؛ مشکل ، بی توجهی به قوانین و مقرراتی است که در همین نظام جمهوری اسلامی تدوین شده- مانند آیین نامه مذکور که بسیار انسانی است- ولی توجهی به آنها نمی شود.

منبع: سايت تابناك

+ نوشته شده در 1388-بهم-3ساعت 12:42 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
نامه مشروح دكتر اطاعت در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-بهم-3ساعت 12:39 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
امروز فرخنده زادروز امام موسی کاظم (ع) است . ضمن عرض تبریک شما را به نوشیدن جرعه هایی از زلال حکمت های ایشان فرا می خوانم. 

یک جرعه آفتاب از چشمه سار حضرت کاظم(ع)

حضرت امام موسی کاظم علیہ السلام

 

لاتَمْنِحُوا الْجُهّالَ الْحِکْمَةَ فَتَظْلِمُوها، وَ لا تَمْنَعُوها أهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ.

حکمت را به افراد نادان نیاموزید؛ زیرا به آن ستم می‌کنید و از اهلش دریغ ندارید که به آن ستم روا داشته‌اید.

 

عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ، فَأِنَّ یُمْنٌ وَ الرِّفْقَ شَوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَ الْبَّرَ و حُسْنَ الْخَلْقَ یَعمُرُ الدِّیارَ وَ یَزِیدُ فِی ‌الرِّزْق.

نرم‌خو و ملایم باش؛ زیرا نرمش، نیکو و کج‌خلقى، شوم و مذموم است، به‌درستی‌که نرمش و نیکوکاری و خوش‌اخلاقى، خانه را آباد می‌کند و بر روزی می‌افزاید.

 

فضلُ یُتَقَرَّبُ به العبدُ الی‌اللهِ بعدَ المعرفة بِه الصلاةٌ و برُّ الوالدینِ و ترکُ الحسِد و العجبِ و الفخر.

برترین چیزی‌که بنده به‌وسیله آن به خداوند نزدیک می‌شود، پس از شناخت خدا نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودپسندی و تکبر است.

 

من لَمْ یَکنْ لهُ من نفسِهِ واعظٌ تَمَکَن منهُ عَدّوهُ.

هرکس در وجودش پنددهنده‌ای نداشته باشد، دشمنش بر او مسلط می‌شود.

 

اذا وَعَدتُمُ الصبیانَ فَفوا لهم، فاِنّهم یَرَونُ اَنَکم الذین ترزقونهم، انّ الله عزوجلَ لیس یغضِبُ یشیءِ کغضبه النّساء و الصبیان.

وقتی به کودکان وعده‌ای دادید، وفا کنید؛ زیرا می‌پندارند شما روزی‌دهنده‌آن ها هستید. خداوند برای هیچ‌چیز به اندازه تجاوز به حقوق زنان و کودکان خشمگین نمی‌شود.

 

ایاک و الضجر و الْکَسَلَ، فاِنهما یَمَنعانِ خطَّک من الدنیا و الاخرة.

از سستی و بی‌حوصلگی بپرهیز؛ زیرا این دو خصلت، تو را از بهره‌وری از نعمت‌های دنیا و آخرت باز می‌دارد.

 

انَّ العاقل لایکذبُ و ان کان فیه هواهُ.

انسان خردمند دروغ نمی‌گوید؛ اگرچه دروغ وسیله‌برآمدن خواهش‌های نفسانی او باشد.

 

دین و اندیشه - حسین عسگری


[1]. صحیفه‌امام کاظم(ع)، ج 1، ص 452 تا 475.

+ نوشته شده در 1388-بهم-2ساعت 08:43 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد:

اگر هزینه فعالیت سیاسی بالا باشد سرمایه سیاسی از بین می‌رود.

به گزارش  ایلنا، حسن روحانی طی سخنانی در همایش (ایران آینده) در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به موضوع این همایش اظهار داشت: 

کلمه ایران آینده تداعی‌کننده همه امیدها، آرزوها و آرمان‌های ماست و بسیار اهمیت دارد که از دید آینده‌پژوهی بتوانیم ایران آینده را ترسیم کنیم.

وی با بیان این که متغیرهای اصلی را باید برای رسیدن به ایران آینده مدنظر قرار دهیم که رسیدن به این هدف از طریق مطالعه این مولفه‌ها امکان‌پذیر است، افزود: اولین مساله، جمعیت و جغرافیای انسانی است و اینکه ایران آینده دارای چه جمعیتی، با چه ترکیبی، چه ویژگی‌هایی و با چه وضعیت سلامت و مشارکت آن در ساخت کشور باشد و به همین دلیل در برنامه‌ریزی برای بلندمدت موضوع رشد مناسب جمعیت است که می‌تواند آینده مطلوب را ترسیم کند.

روحانی در ادامه سخنان خود با بیان این که سرمایه اجتماعی چهارمین مولفه در ایران آینده است ادامه داد: آینده ایران با چه سرمایه اجتماعی؟ پاسخ این است که بین آحاد مردم، اقشار و گروه‌های مختلف، اعتماد و پیوند باشد و در این هنگام می‌توانیم به فکر آینده ایران باشیم. اما اگر اعتمادها از بین برود و به جای آن دشمنی، ستیز، اختلافات و شمشیر به رخ هم کشیدن باشد و گروهی به فکر حذف گروه دیگر باشد چه آینده‌ای می توان برای ایران پیش بینی کرد. در جامعه ای که پیوند و اعتماد رو به کاهش برود هیچ امیدی وجود نخواهد داشت.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان سخن یکی از دانشمندان مبنی بر این که دولت‌هایی که بر ملت‌های منسجم فرمان می‌رانند گنجینه‌ای از سرمایه‌های بنیادی را در اختیار دارند، افزود: در کشوری که اتحاد و انسجام و امید برقرار است این سرمایه‌ها وجود دارد اما اگر خدای‌ناکرده اخلاق و معنویت از جامعه‌ای رخت بربندد نه‌تنها در آن کشور نمی‌توان چشم‌انداز و برنامه‌ای را اجرا کرد بلکه امیدی هم ایجاد نخواهد شد.

وی با عنوان کردن سرمایه‌های مهم و فضای حاکم بر کشور به عنوان مولفه پنجم آینده‌پژوهی تصریح کرد: چه فضایی در کشور می‌خواهد حاکم باشد؟ فضای امنیتی؟ چنین فضایی فضای تولید علم و تحقیق نیست . نه دست به کار می‌رود، نه قلم به نوشتن می‌رود و نه فکر در مسیر تامل قرار می‌گیرد و به جای آن فضای ترس و وحشت حاکم می‌شود.

روحانی ادامه داد: یک آقایی می‌گفت من باید نسبت به خطای ۴۰ سال پیش خودم هم نگران باشم، زیرا شاید پرونده‌ای برای آن ساخته‌اند یا بسازند و لذا اگر فضای روابط با جهان، تعاون و همکاری و کار و تلاش فرهنگی و اقتصادی حاکم نباشد و به جای آن فضای امنیتی و نظامی وجود داشته باشد نمی‌توان به آینده ایران امید داشت.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه بازیاب کردن از سرمایه‌های اجتماعی به عنوان ششمین مولفه مهم در آینده‌پژوهی تاکید کرد: 

در کشوری که آزادی نقد، سخن و به تدریج آزادی فکر هم نباشد و به دنبال آن مشارکت و جریان سالم قدرت و توزیع و گردش صحیح آن، شایسته‌سالاری و از همه بدتر آشنایی با قواعد بازی وجود نداشته باشد سرمایه‌های سیاسی از بین می‌رود، زیرا در این شرایط چگونه احزاب باید با هم رقابت کنند و در کشوری که برای مشارکت، هزینه بالای سیاسی پرداخت شود و کسی که دیروز دنبال کاندیدایی بوده امروز به خاطر این قضیه گرفتار شود و فردا بیکار شود، می‌گوید مگر دنبال دردسر هستم که وارد چنین فعالیت‌هایی شوم .

روحانی تاکید کرد: اگر می‌خواهیم مشارکت فعال در کشور وجود داشته باشد، باید افراد هزینه کمتری بپردازند و جایزه بگیرند، نه این که تنبیه شوند، زیرا اگر هزینه فعالیت سیاسی بالا باشد، سرمایه سیاسی از بین می‌رود.

وی ادامه داد: ایران آینده و آینده ایران با تک‌تک مردم و آحاد آنان ساخته می‌شود که باید دست آن ها را ببوسیم و نه این که آن ها را پس بزنیم.

روحانی یادآور شد: جذب حداکثری سیاست کشور است و باید اجرا شود و اگر هم دفعی باید باشد باید بسیار حداقلی باشد، همان گونه که پیامبر و ائمه به ما می‌آموزند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با بیان این که سرمایه بین‌المللی هفتمین شاخص در آینده‌نگری است تصریح کرد: در ایران امروز مگر می‌توان در یک جزیره به سر برد و دور کشور را دیوار کشید و بدون تعامل به تعالی دست یافت. علم و فناوری از کجا می‌رسد؟ ما باید به خود تکیه کنیم، اما می‌توانیم از دیگران هم استفاده کنیم و به نام استقلال فرهنگی نباید از دانش دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ استفاده کرد و از تجربه‌های جدید محروم ماند.

وی ادامه داد: دنیای امروز دنیای تعامل سازنده و موثر است نه این که تقابل افتخار ما باشد.

به گفته روحانی هیچ‌کس با فحاشی به جایی نرسیده است و اگر صبح تا شب به دیگران فحش دهیم و تقابل ایجاد کنیم ،نتیجه‌ای به دست نمی‌آید، بلکه باید با همه دنیا تعامل کنیم. البته یکی دو کشور که دشمن هستند استثنایی است ،اما باید با همه رابطه خوب داشته باشیم، زیرا رشد اقتصادی بدون بازار امکان‌پذیر نیست و فتح بازار در گرو روابط مناسب است.

روحانی در ادامه سخنانش با اشاره به این که شرایط جهانی هشتمین مولفه مهم در آینده‌نگری است تصریح کرد: نمی‌توانیم از این شرایط به دور باشیم، زیرا همه جهان در ما تاثیرگذار است، همان گونه که بحران جهانی در قیمت کالاهای صادراتی ما هم تاثیر گذاشت و بحران جهانی در قیمت کالاهای صادراتی موثر بود و این گونه نیست که این جزایر هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند و اگر هم نظریه دهکده جهانی را نپذیریم حداقل ارتباطات را باید بپذیریم و بدانیم که در جهان امروز پارادایم جدیدی حاکم است و عامل پیش برنده آن تحولات تکنولوژیکی و آزادسازی‌هاست که هم فرصت و هم چالش می‌آفریند.

وی با بیان این که دکترین شرایط امروز در چارچوب مشارکت دولت، توسعه سرمایه انسانی، ارتقای ظرفیت‌های نوآوری، رشد پیوسته مهارت، تمرکززدایی و تغییر کار دولت از بازیگر اصلی توسعه به عامل راهبردی توسعه برای ظرفیت‌سازی آن و ارتقای عدالت اجتماعی است، تاکید کرد: نمی‌توانیم از سیر دنیا دور بمانیم و فضای متناقض با آن سیر را انتخاب کنیم؛ از تجربه دیگران استفاده نکردن موجب محرومیت خواهد شد.

روحانی در ادامه با بیان این که مولفه مهم در آینده‌پژوهی این است که برای ایران آینده پیش‌بینی شرایط اضطراری داخلی و خارجی را در نظر داشته باشیم، خاطرنشان کرد: متاسفانه در ۳۰ سال گذشته بحران‌های مختلفی را پشت سر گذاشتیم که یک بار آن جنگ خودمان، بار دیگر جنگ عراق و کویت و ورود نیروهای ائتلاف به منطقه و در ادامه اشغال افغانستان، عراق، جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ ۲۲ روزه غزه بود و لذا مسائل منطقه‌ای نمی‌تواند تاثیرگذار نباشد.

وی با اشاره به موضوع هسته‌ای گفت: در همین سال‌های اخیر شاهد بودیم که این پرونده چه تاثیراتی را در داخل بر جای گذاشت و هنوز سر دراز دارد که معلوم نیست چگونه پایان یابد.

روحانی افزود: ما دیدیم که یک ماجرای انتخابات چه حوادثی را آفرید و هفت ماه گذشته و هنوز فضای مطلوب حاکم نشده است و امثال این حوادث می‌تواند در انتظار ما باشد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به (مدیریت کشور) به عنوان دهمین مولفه مهم در آینده‌پژوهی گفت: چه کسانی می‌خواهند کشور را اداره کنند مدیران صالح، رشید و لایق؟ یا افراد بی‌تجربه و تازه‌کار؟ نقش دولت برای ساخت کشور بسیار مهم و راهبردی است ولی متاسفانه طی سال‌های متمادی پارادایم مسلط بر فرایند اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، دولت‌محوری، مرکز‌محوری و بخش‌نگری و متاسفانه کوته‌نظری بود.

وی ادامه داد: روزی در کشور نظریه تثبیت حاکم بود و امروز اصلاح نظام تدبیر به عنوان اصل اساسی برای اصلاحات اقتصادی مطرح است، زیرا دولت‌های رشید از دهه‌ها قبل به دنبال دانایی‌محوری بوده‌اند و در این راه کوشش کرده‌اند که البته چشم‌انداز ۲۰ ساله‌ بر این مبنا بود، اما این که در اجرا چه بلایی بر سر آن آمد مساله دیگری است.

روحانی با یادآور ساختن این نکته که دولت‌ها همچنان مسوول اتخاذ سیاست‌های پولی و مالی و به دنبال نظام‌های منسجم مبتنی بر بازار و سیاست‌های مناسب هستند گفت: حفظ سیاست‌های اجتماعی، آموزش، مشارکت و آینده‌نگری ممکن است متفاوت باشد اما کم نخواهد شد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با بیان این که سه موضوع در سال‌های اخیر برای آینده‌نگری امیدبخش بود، ادامه داد: اولین موضوع سند چشم‌انداز ۲۰ ساله بود و وقتی که این سند با همکاری دولت، مجمع تشخیص و با امضای رهبری ابلاغ شد خیلی امیدها ایجاد کرد که ان‌شاءالله هنوز هم این امید هست.

وی افزود: موضوع دوم سیاست‌های کلی اصل ۴۴ و آن همه تاکید بر آن بود که امیدهای زیادی را ایجاد کرد و حتی رهبری گفتند که این سیاست‌ها یک انقلاب است و واقعا هم می‌توانست باشد.

وی با انتقاد شدید از روند خصوصی‌سازی نهادهای دولتی اظهار داشت: ما فکر کردیم این سیاست‌ها بدین‌معناست که بنگاه‌های اقتصادی را هم در مالکیت و هم در مهم تر از آن در مدیریت به مردم بدهیم، اما بعد دیدیدم که همان دولت شکلش عوض شد

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها سومین موضوع امیدبخش کشور در سال‌های اخیر بود، گفت: باید به مجلس دست‌مریزاد بگوییم. امیدواریم این حرکت به خیر باشد!

وی خاطرنشان کرد: تا حالا می‌گفتند یارانه‌ها علامت غلط به اقتصاد می‌دهند و مانند مسکن هستند و آن ها را بردارید تا علامت‌های صحیح دریافت شود. لذا امیدواریم این یکی اقدام درست از آب در بیاید.

روحانی با بیان این که در دولت شاهد بی‌برنامگی بودیم یادآور شد: اقتصاد ما جریانی را طی کرد که شاهد همگرایی بود و ولی مسوولان به جای هم‌افزایی مبتلا شدند و تورم بالا، بیکاری، کم شدن سرمایه‌های خارجی و… را شاهد بودیم و فاصله شدیدی بین صادرات و واردات ایجاد شد که رقم آن نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار است که از این گونه آمار زیاد موجود است و دوست نداریم خیلی آن ها را بشنویم.

وی ادامه داد: بر اساس آمار دولت در سال گذشته میزان رشد اقتصادی ۳/۲ درصد بود و امسال هم از آن بدتر! در حالی که قرار ما این بود که رشد سالانه هشت درصد را داشته باشیم و این در حالی است که در سال گذشته این رقم در برخی کشورهای منطقه و آسیا ۹، ۱۰، ۱۲ و حتی ۱۴ بود همچنین قرار بود نرخ بیکاری هر سال ۲/۴- درصد باشد و طبق برنامه چهارم این رقم باید هفت درصد بود، اما آمار دولتی می‌گوید این نرخ ۱/۱۱ درصد است.

روحانی با اشاره به نرخ تورم تصریح کرد: این نرخ در ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۸۸، ۵/۲۲ درصد بود، در حالی که طبق برنامه ۵ ساله باید ۹/۹ درصد باشد، ولی الان هم این نرخ بالای ۲۰ درصد است.

وی با بیان این که این آمار همه واقعیت‌ها نیست تاکید کرد: این آینده محتوم ما نیست و نباید بگذاریم که باشد، اگر در پنج سال گذشته ما شاهد تعلل در اجرای برنامه پنج‌ساله و حتی تشکیک در بدیهیات بودیم به طوری که حتی گفتند اگر نقدینگی زیاد شود، در تورم تاثیری ندارد و سخن تمام عالمان و دانشمندان مورد شک قرار گرفت!

وی با انتقاد از بی‌اعتنایی به تجربه‌های گذشته گفت: ما هنوز فرصت جبران داریم و ۱۵ سال از سند چشم‌انداز پیش روست و می‌توانیم با توجه به مکاتب اقتصادی، شرایط داخلی و فرصت‌ها و تهدیدها استراتژی صحیحی را تدوین کرد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین از طراحی یک مدل اقتصادی در معاونت اقتصادی این مرکز خبر داد و گفت: استراتژی این راه‌حل بر مبنای تولید رقابتی دانش‌بنیان است و اگر استراتژی کشور این باشد باید با انبوه‌سازی رقابت، کیفیت و تکنولوژی نو همراه باشد و به اعتقاد ما اگر همه مردم و نه دولت، به صحنه بیایند و دست به دست هم دهیم تا مسیر و استراتژی درست را انتخاب کنیم هنوز دسترسی به چشم‌انداز امکان‌پذیر است.

روحانی با انتقاد از شیوه هزینه درآمدها توسط دولت تصریح کرد: درآمد دولت نهم ۲۷۰ میلیارد دلار بود، ولی آن را به گونه‌ای خرج کرده‌ایم که تا آخر سال چیزی باقی نماند و حتی رقم آن به منفی رسید. در حالی که ما فکر می‌کردیم حداقل ۱۸۰ میلیارد دلار از این رقم باقی بماند. البته با وجود این شرایط باید امید داشته باشیم و تلاش و برنامه‌ریزی را هم در کنار آن قرار دهیم.

وی در پایان بر مطالعات آینده و تهیه و تدوین استراتژی‌ها و گسترش فرهنگ آینده‌نگری در همه سطوح تاکید کرد.

+ نوشته شده در 1388-دي-29ساعت 06:30 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
زاکاني:9دي پاسخ به زمينه سازان فتنه و فتنه گران بود.
 اطاعت: 9دي متعلق به همه ملت است .

"عليرضا زاکاني"نماينده مجلس شوراي اسلامي- اصولگرا و "دكتر جواد اطاعت" استاد دانشگاه - اصلاح طلب پنجشنبه شب دربرنامه مناظره تلويزيوني موسوم به"روبه فردا"شرکت ونقطه نظرات خود را درباره وضع موجود کشور،انتخابات رياست جمهوري ،حوادث پس از انتخابات وبويژه حماسه 9دي و پيامدهاي آن بيان کردند.

به گزارش ايرنا، اين مناظره در دقايق اوليه به علت تاخير آقاي زاکاني تنها با حضور آقاي اطاعت آغاز شد و " وحيديامين پور" مجري مناظره با سئوالي در باره " چرايي و ويژگي هاي حماسه نهم دي" از ميهمان اصلاح طلب برنامه خواست تا مطالبش را بيان کند.
اما اطاعت ترجيح داد قبل از پاسخ به اين سئوال، مقدمه اي را با معرفي خودش بيان کند.
وي بعداز تسليت درگذشت استاد مسعود عليمحمدي به خانواده ، همکاران دانشگاهي و همه کساني که به سرنوشت کشور و ملت علاقه مند هستند، گفت:
" در انتخابات از جناب آقاي موسوي حمايت کردم و به اين حمايت افتخار مي کنم و
در ضمن احترام بسيار ويژه و مخصوصي نسبت به آقاي کروبي دارم و از علاقه مندان و ارادتمندان به ايشان از گذشته بوده ، هستم و خواهم بود". 
    بقيه مناظره را در ادامه مطالب بخوانيد

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-دي-25ساعت 12:07 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

نقش مدیر در خلاقیت


 

در آغاز قرن ۲۱ تغییرات سریع و همه جانبه جهانی آن چنان محیط فعالیت سازمان ها را دگرگون کرده است که سازمان ها و مدیران آن ها برای سازگاری با تغییرات و تحولا ت جهانی مجبورند راه هایی نوین برای اقدامات خود بیابند تا بتوانند در صحنه رقابت داخلی و خارجی باقی بمانند. خلاقیت، فرایندی دارد که در آن راه حل های خلا ق برای مسایل شکل می گیرد. صاحب نظران مختلف فرایندهای گوناگونی برای خلا قیت ارائه داده اند. مراحل مختلف فرایند خلا قیت عبارتند از:
۱) آمادگی
۲) نهفتگی
۳) اشراق
۴) اثبات
اعتقاد بر این است که برای پرورش خلا قیت سه عامل باید تحقق یابد:
۱) مهارت مربوط به خلاقیت
۲) مهارت های مربوط به موضوع
۳) انگیزه درونی
مدیران در پرورش خلاقیت و نوآوری و ایجاد زمینه برای گسترش این ویژگی ها نقش حساس و مهمی دارند.
آنان برای دست یافتن به خلاقیت باید توانایی ترکیب ایده های نو را با روشی مناسب و با حفظ پیوستگی بین ایده ها برای آفرینش و تحقق اهداف و خواسته های سازمان داشته باشند.
موانع خلا قیت: از جمله موانع خلا قیت دو دسته اند:
۱) موانع فرد
۲) موانع اجتماعی
موانع فردی عبارتند از:
۱) ترس از شکست
۲) روگردانی از ابهامات
۳) عادت
۴) نداشتن اعتماد به نفس
۵) عدم انعطاف پذیری
۶) ترس از انتقاد
۷) تمایل به هماهنگی و هم رنگی با جماعت و فقدان تمرکز ذهنی.
و از جمله موانع اجتماعی:
۱) قوانین
۲) نوع شغل
۳) آداب و رسوم
۴) ترس از عدم استقبال اجتماعی
۵) مطابقت.
مدیرانی که کارکنان راکنترل و محدود می کنند، عملکرد خلاق آنان را کاهش می دهند; برعکس آنان که از کارکنان پشتیبانی می کنند عملکرد آنان را تقویت می کنند، زیرا به احساسات و نیازهای آن ها توجه می کنند، آنان را تشویق می کنند تا خواسته های خود را بیان کنند. به ویژه بازخوردهای اطلا عاتی مثبت وامکان پرورش مهارت ها را برای آنان فراهم می کنند. این نوع عملکرد به طور معمول انگیزش درونی را افزایش می دهد و میزان تسلط برخود وابتکار عمل شخصی کارکنان را بالا می برد، اما وقتی مدیران از نزدیک بر کارکنان خود نظارت می کنند و بدون مشارکت آنان تصمیم می گیرند، انگیزش آن ها را کاهش و عملکرد خلا ق آنان را تنزل می دهند.

+ نوشته شده در 1388-دي-23ساعت 05:59 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب
 

                                    عاشورا

                نهضتی پویا و پایا

 

هیهات منا الذله * هیهات مناالذله * هیهات مناالذله

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم .السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه انسان های آزاداندیش و سبزکیش تسلیت می گویم.

اللهم اجعلنا مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین(ع)

و ثبت لنا قدم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین( ع )

در کرببلا غم از زمین می جوشید          خون گریه ماتم از زمین می جوشید

از زخم کبود عشق در هرم کویر           هفتاد و دو زمزم از زمین می جوشید

                                                                          (عزیزعلی انصاری)

 درای کاروان کربلا کم کم به گوش می رسد .در سطح جامعه مذهبی ما جنب و جوشی فراوان تحت عنوان عزاداری در برزگداشت این واقعه مهم تاریخی به چشم می خورد. اما پرسشی که معمولا ذهن هر اندیشمندی را به پاسخی اقناعی فرا می خواند ، این است که اکنون در سال ۱۴۳۱ ه.ق.حدود ۱۳۷۰سال از آن رویداد غم انگیز گذشته ، اصل ماجرا چه بوده و نقل کنندگان چقدر از احساسات خود را به جای واقعیات درج کرده اند؟

«عاشورا»در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و«نهضت كربلا»،در طول چهارده قرن،با كوثرى زلال و عميق،سيراب كننده‏جان ها بوده است.

هم اكنون نيز عاشورا،كانونى است كه ميليون ها دايره ريز و درشت از ارزش ها،احساس ها، عاطفه‏ها،خردها و اراده‏ها بر گرد آن مى‏چرخد و پرگارى است كه‏عشق را ترسيم مى‏كند.

بى شك،محتواى آن حماسه عظيم و انگيزه‏ها و اهداف و درس هايش يك‏«فرهنگ‏»غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد و در حوزه وسيع تشيع و دلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى،همواره با«فرهنگ عاشورا» زيسته،رشد كرده و براى آن جان باخته‏اند،تا آنجا كه در آغاز تولد،كام نوزاد را با تربت ‏سيد الشهدا«ع‏»و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى،تربت كربلا به همراه مرده مى‏گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على‏«ع‏»عشق‏مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس،با شير وارد جان‏مى‏شود و با جان به در مى‏رود.

 ضرورت كار در باره نهضت كربلا،تاكنون بسيار نوشته،سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونه‏گون به اين حماسه‏نگريسته‏اند،به گونه‏اى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن،كتابخانه عظيمى را تشكيل مى‏دهد،اما...همچنان زمينه و ميدان براى‏پژوهش و عرضه‏هاى جديد در اين باره باز است.به قول ‏«صائب‏»:

يك عمر مى‏توان سخن از زلف يار گفت         در بند آن مباش كه مضمون نمانده است‏. 

...بیایید لحظاتی چند و با دلی دردمند در حال و هوای بامداد عاشورا و در سرزمین نینوا تنفس کنیم...

امام حسین (ع) صبح عاشورا پس از صف آرایی سپاه اندک خود دست به دعا برداشت :

"اللهم انت ثقتی فی کل شده .... "الی آخر...

" خدایا ! تویی معتمد و پشتیبان من در هر اندوه گلوگیری . تویی امید من در هر شدت جانکاهی . تویی ملجاء و ساز و برگ من . چه بسیار اندوه دلاویز که دل را به کاهش اندازد و راه چاره را مسدود کند و دوست را به دست خذلان فرسایش دهد و دشمن را در شماتت افزایش کند . من به درگاه تو روی آوردم و شکایت به تو کردم و راز دل جز با تو نگفتم و آن بلای متراکم را تو فرج بخشیدی و زایل ساختی . پس تویی ولی هر نعمت و خداوند هر نیکویی و منتهای هر خواست و آرزو..."

سپس امام (ع) مقابل سپاه دشمن رفت و با صدایی هر چه رساتر که بیشترشان می شنیدند فریاد کرد :

"ای مردم عراق ! گفتارم را بشنوید و در کشتن شتاب نورزید، تا شما را بر آنچه بر من واجب است، موعظه کنم و عذر خود را در آمدن به عراق باز گویم . آنگاه اگر عذر مرا پذیرفتید و سخن مرا باور کردید و از راه عدل و انصاف با من رفتار نمودید ، راه خوشبختی خود را هموار ساخته اید و شما را بر من راهی نباشد  واگر هم عذر مرا نپذیرفتید و از راه عدل و انصاف منحرف شدید،  کشتن من پس از این باشد که پشت و روی این کار را با دیده تامل بنگرید و از روی شتاب زدگی و بی فکری به چنین کار بزرگی دست نبرید . پشتیبان من خدایی است که قزآن را فرستاده است . خدا بندگان شایسته خویش را سرپرستی می کند . .."

"...ای مردم! مرا بشناسید و ببینید که من که هستم ! آنگاه به خود آیید و خود را ملامت کنید و نیک بیندیشید که آیا کشتن و پایمال کردن حرمت من برای شما جایز است ؟! "

حضرت سپس خود را کاملا معرفی کرد  ولی پاسخی نشنید.سرانجام امام روی به یاران با وفای خود کرد وفرمود :

"مقاومت ! ای بزرگزادگان ! پس مرگ نیست مگر پلی که عبورتان می دهد از رنج و سختی به سوی بهشت های گسترده و نعمت های پایدار . پس کدام یک کراهت دارد که از زندان و عذاب (زندگی در نظام ستمگر) منتقل گردد؟ همانا پدرم از فرستاده خدا - که درود خدابراوباد - نقل کرد که دنیا زندان مومن است و بهشت کافر و مرگ ، پل آنان است به جانب بهشت هاشان و پل اینان است به سوی جهنم شان . در حدیث او گزاف و دروغ نبود و من نیز دروغ نمی گویم..."

کدام ؟ بر که بگرییم ؟!

حسین جان ! اكنون قرن هاست که ما در هر کوی و برزن دردنامه تو را می سراییم و بر مظلومیت تو می گرییم ، اما تو بر بلندای قلل رفیع عزت و حریت ایستاده ای و همه انسان های حق باور و حقیقت پرور را به آزادی و آزادگی فرامی خوانی.

حسین جان ! ای سردار سپاه سپیده ! و ای سالار به خون تپیده ! ای طلایه دار سرخ شفق ! و ای طلیعه سپید فلق ! 

تو زنگار انحراف اموی را با فواره خون جوانانت زدودی و شعر بلند شهادت را با گلوازه های ایثار سرودی . 

 تو با خون یارانت ، فراخنای افلاک را ستاره باران کردی و پهنای خاک را گلباران نمودی . 

 تو دریا را در وسعت تحقیر کردی و آسمان را در رفعت .

 تو سپیده را در عصمت به پیکار خواندی و سپیدار را در حشمت .

تو سرو را در قامت خجل کردی و کوه را در استقامت .

تو چشمه سار را ایثار  آموختی و ایثار را با ثار آمیختی .

تو حجم وسیع کلمات را در ستایش خود به تنگنا کشاندی و واژه ها را به ژرفا نشاندی .

تراوش نوش سخنانت ، شهد را شرمنده کرد و سخنوران را بنده . 

 جهاد آزادی بخش تو ، ستمدیدگان را شهد عزت بخشید و ستمگران را شرنگ ذلت چشانید .

تو شیفتگان شراب وصل را شهد شهادت نوشاندی و فریفتگان سراب جهل را شرنگ مرگ .

تو با نبرد شکوهمند خود مستکبران را ذلیل کردی و مستضعفان را جلیل . زندگی با ذلت را مرگ دانستی و مرگ با عزت را زندگی.

 تو حیات جاودانه را در آیینه مرگ شرافتمندانه یافتی و مشتاقانه به سویش شتافتی . زندگی را پیکار در راه اندیشه نامیدی ، اندیشه ای که ریشه در کوثر رسالت داشته ، زلال وحی می نوشد و کلام رب می نیوشد .

 تو قائدین را الهام بخشیدی و قاعدین را قیام . بر شهیدان سروری و بر سروران ، رهبر .

 حسین جان ! این بخشی از کارنامه توست ....واما اکنون  بشنو که ما چه کردیم !

ما قرن هاست که علم ولایت تو را بر دوش می کشیم و حلقه ارادت تو را بر گوش داریم . اما چه بسا برای تو و خاندان عزت و طهارت تو مایه عیب و ننگ هستیم ، نه زیب اورنگ . فرزند برومند تو امام صادق( ع) فرمود : « کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا» . برای ما مایه زینت و آبرو باشید و مایه ننگ و عار نباشید.

اما حسین جان قصه تلخ ما را دمی بشنو !

حسین جان !ما مسلمانان بیش از یک میلیارد نفر ( بیش از 20درصد) جمعیت جهان را داریم ، اما فقط 5درصد تولید ناخالص ملی دنیا را (یعنی کمتر از فرانسه ! ) داریم !  

آیا این امت شایستگی ادعای پیروی از پیامبری را دارد که خود « قلیل الموونه و کثیرالمعونه » بود ؟ یعنی مصرف و هزینه اش کمتر از همه ، ولی تولید و کمکش به بشریت بیشتر از همه بود ؟!

حسین جان ! کشورهای عرب با داشتن 5درصد جمعیت جهان 60درصد واردات کشاورزی دنیا را دارند .

حسین جان ! نیای بزرگوار تو حضرت محمد(ص) تحصیل علم و دانش را بر هر مسلمان واجب شمرد ، اما من با چه رویی به تو بگویم که جمعیتی حدود ۱۰۰میلیون نفر در۲۱کشور عربی سوادخواندن ونوشتن ندارند. از هر ۳نفر عرب یک نفر ونیز حدود نیمی از زنان عرب بیسوادند!

حسین جان ! ما امت شیعه تو در ایران با داشتن یک درصد جمعیت جهان ، 10درصد نفت جهان ، 18 درصد گاز جهان و 7 درصد منابع و ذخائر زیرزمینی جهان و بهترین سرزمین و آب و خاک را داریم ، اما هنوز بیش از 80درصد هزینه های ما از محل فروش نفت تامین می شود ، نه از محل تولیدات ما !

حسین جان ! تو با آفرینش عاشورا ، فرهنگی را بنیان نهادی که هیچ انسان عاشورایی نباید خوار و ذلیل باشد ، اما چه کنیم که بیش از 60سال است که ما مسلمین به علت اتکا به احساسات _ و نه تکیه به عقلانیت _ از پس مقابله با 4-5 میلیون صهیونیست زورگو بر نمی آییم . آیا تو این ذلت را بر ما می پسندی و می بخشایی ؟ و ما را شیعه عاشورایی می دانی ؟

حسین جان ! از قصه پر غصه فلسطین و غزه چه بگویم؟

سرتاسر دشت خاوران سنگی نیست

کز خون دل و دیده بر آن رنگی نیست

    قداره های غصب و قساوت ، جوانه های سبز معصومیت را قطعه قطعه می کنند !

در غزه فلسطین عقابان خون آشام صهیون ، کبوترهای سپیدبال صلح و صفا را می درند .

    خشم  طوفان و سموم خزان ، شکوفه های سرخ شهامت و غنچه های عطرآگین قداست را بی رحمانه به خاک می ریزند !

   داس های دسیسه و دنائت ، ساقه های ترد صداقت را درو می کنند !

    غرش تانک ها ، رویای لطیف کودکان را می شکند . بلور بغض در گلوی فلسطین شکسته و چشمه های عطوفت در چشم های عاطفه یخ بسته است !

   از چشمان خیس آیینه خون می چکد . اسرائیل در رگ های فلسطین درد می ریزد و دریا را در کنار اشک های کودکان می آویزد ! 

   چشمان معصومانه هر کودک فلسطینی و غزه ای ، رمز هزار آیینه می گوید و از هر آیینه هزار شاخه کینه می روید !

صهیونیسم ، تصویر زیبای حقوق بشر را در قاب فلسطین شکست و رشته های محبت و ریشه های مودت را از هم گسست ! امروز جنگ بی رحمانه علیه حقوق انسان ها در همه کشورهای تحت سلطه جور و جهل و جمود ،اعتماد به مجامع بین المللی را بر داربست تجربه مصلوب کرده است .

ای کاش سبوی همه دریاها در چشمانمان می شکست ، تا عمق فاجعه را می نگریستیم و اندکی درد را می گریستیم !

اما حسین جان ! اکنون تو بگو : آیا ما باید بر تو بگرییم ، یا تو بر ما؟! تو که عصاره عزت هستی ، یا ما که درمانده ذلت؟!  آری حسین جان ! تو بگو !

کدام ؟ بر که بگرییم؟ اشک حیران است

چرا ؟بر چه بگرییم؟ عقل پرسان است  

    زنده یاد استاد دکتر علی شریعتی می گوید :

 در عجبم از ملتی که زیر تازیانه های ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گرید که آزادانه زیست !          

اما ، عزيزان من ! آيا امام حسين (ع) در قبال همه عزت مداري هاي خود و در برابر همه مصائب مسلمين از ما گريه و سوگواري مي طلبد يا عقلانت و خردمداري؟! ايشان از شيعه راستين خود ذهني نقاد و طبعي وقاد مي خواهد. 

« من دلائل العالم انتقاده لحدیثه »   (تحف العقول ، ص ۲۴۸)

سخنی که از قید قلم رسته و بر صدراين مقال نشسته ، گهری ناب و جرعه ای از آفتاب است که از اندیشه و بیان امام حسین (ع) تراویده و بر صفحه ای از صحیفه هستی أرمیده است . امام آزادگان ، تفکر و نقادی سخن را تا بدان پایه ارج می نهند که آن را از نشانه ها و دلایل دانایی انسان می دانند .   عقل را باید به کمال رساند و آن را بر صدر استدلال نشاند . ایشان بر این باورند که :

 « عقل جز با پیروی از حق به کمال نمی رسد .» 

   اکنون ما امتی هستیم که پیروی از ائمه اطهار (َع) را افتخار خود می دانیم و ارادت و محبت خود نسبت به ایشان را انگیزه همه کارهای خود می شماریم . آیین ها و مراسمی که ما هر ساله به انگیزه عزاداری و سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع) برگزار می کنیم ،  آیا نباید ما را گامی به سوی شناخت راه و روش ایشان نزدیک کند ؟ ما در این آیین ها چقدر شعر و شعار و نوحه و مصیبت مبنی بر تشنگی این بزرگواران نقل می کنیم ، اما کمتر از بیانات و سخنان خود ایشان می گوییم . سخنرانی حضرت امام حسین(ع) در «منی» از بی نظیرترین و زیباترین و شیواترین بیانات تاریخ است . طراوت و تازگی در فرازهای شگفت انگیز سخنان ایشان جلوه گر است . اما چون نوحه های بی پایه مداحان گریه آور و سوزناک است ، بیشتر وقت مجالس عزاداری در اختیار آنان است. 

خالی شدن شعارها از شعور

یکی از ویژگی های جوامع توسعه نیافته تکیه بر "تحریک احساسات " به جای "برانگیختن عقلانیت" یا 

"قشری نگری" به جای "ژرف نگری" وخالی شدن شعارها از شعور ، فهم ، اندیشه ، تفکر وتدبر است . پیام محوری حماسه کربلا و انقلاب عاشورا دفاع از عزت ، شرافت ، حریت و کرامت انسان بود . اما قشری نگری و تکیه بر عواطف و احساسات از حماسه افتخارآمیز عاشورا  فاجعه ای تاسف انگیز آفرید که گویی عمده دعوا سر آب و تشنگی بوده است !!

استاد مطهری این چالش تاسف آور تاریخی را "تبدیل حرکت به بنیاد " می نامد . ایشان می گوید :

"...گاهی یک جریان موج خیز و حرکت زای اجتماعی  روح خود را از دست می دهد و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بی اثر باقی نمی ماند . امیرالمومنین (ع) فرمود :

 اسلام به دست اموی ها مانند ظرفی كه وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز خود ظرف باقی نماند، وارونه می شود و از محتوای خود خالی می شود :"یکفا الاسلام کما یکفا الاناء " و ما با شما همراهی کرده نام این پدیده اجتماعی را "تبدیل حرکت به بنیاد " می نهیم .

با ذکر یک مثال توضیح می دهم :

عزاداری سنتی امروز امام حسین علیه السلام تبدیل حرکت به بنیاد است . این عزاداری که به حق درباره اش گفته شده :"من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه " که حتی برای تباکی (خود را شبیه گریه کن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده ، در اصل  فلسفه اش تهییج احساسات علیه یزید ها و ابن زیادها و به سود حسین ها و حسینی ها بوده است . در شرایطی که  حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه وروش اجتماعی معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگری است ، یک قطره اشک برایش ریختن واقعا نوعی سربازی است . درشرایط خشن یزیدی  در حزب حسینی ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است . اینجا است که عزاداری حسین بن علی (ع) یک حرکت است  یک موج است  یک مبارزه اجتماعی است . اما تدریجا روح و فلسفه این دستور فراموش می شود و محتوای این ظرف بیرون می ریزد و مسئله شکل یک عادت به خود می گیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند،  بدون این که نمایانگر یک جهت گیری خاص اجتماعی باشد و بدون آن که از نظر اجتماعی عمل معنی داری به شمار رود ، فقط برای کسب ثواب (که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود )، مراسمی مجرد از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسین های زمان و بی رابطه با یزید ها و عبیدالله های زمان بپا دارند . اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف بیرون ریخته و ظزف خالی باقی مانده است . در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم سر از گور به در آورد، حاضر است که شرکت کند ، بلکه بزرگ ترین مراسم را بپا دارد . در چنین مراسم است که نه تنها "تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم، به جایی بر نمی خورد !!!   (نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر-صص ۸۰-۷۹ )

امام حسین (ع) در منزلگاه "بیضه"در برابر لشکریان خود و سپاه "حر"  یک سخنرانی تاریخی ایراد کردند. ایشان فرمودند :

"...ایهاالناس ان رسول الله (ص) قال :من رای سلطانا جائرا...

ای مردم !رسول خدا (ص) فرمود :

هرکس حاکم بیدادگری را ببیند که حرمت های خدا را حلال می شمارد وعهد و پیمان پروردگار را می شکند و از سنت رسول خدا منحرف می گردد و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل می کند ، پس با عمل و گفتار خود او را باز ندارد و روش ناپسند و سرزنش آمیز او را تغییر ندهد، بر خدا لازم است که این شخص ساکت را با آن حاکم ظالم به یک جا(جهنم) ببرد .

 (واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب ). (سوره انفال.آیه ۲۵ ).

بدانید که این بیداد گران راه شیطان را در پیش گرفته اند و فرمان او را می برند و از اطاعت خدای روی گردانیده  دست به تبه کاری گشوده اند ، حدود الهی را تعطیل کرده و مال خدا را به خود و یاران خود اختصاص داده اند. حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده اند و اکنون بیش از همه کس من وظیفه دارم (چون آگاه تر هستم) که این بدعت ها را تغییر دهم و دست ستمکاران را کوتاه نمایم . 

نوشته ها و فرستادگان شما رسید که از بیعت و پایداری شما در راه حق حکایت می کرد . اکنون اگر بیعت خود را به پایان برید و از آنچه نوشته اید که دست از یاری من برندارید برنگردید،  به خوشبختی و سعادت خواهید رسید .

من حسین فرزند علی و فاطمه دختر رسول خدا هستم . خود با شما در راه جانبازی همراهم و زنان و فرزندانم نیز با زنان و فرزندان شمایند  وشما را شایسته است که از من پیروی کنید . واگر کوتاهی کرده و پیمان خود را برهم زدید و بیعت مرا از گردن های خود فرونهادید، به جانم قسم که از شما مردم بعید نیست ، چه این که همین کار را با پدرم علی و برادرم حسن و پسرعمویم مسلم بن عقیل کردید و فریب خورده آن کسی است که به وعده های شما مغرور گردد. ولی بدانید که بهره سعادت خود را از دست دادید و نصیب خوشبختی خود را ضایع نمودید  و آن کسی که پیمان را بشکند به زیان خود اقدام کرده و به زودی خدا مرا از شما بی نیاز خواهد ساخت  والسلام..."

   عزيزان من ! ارادتمندان خاندان عزت و كرامت و اهل بيت عصمت و طهارت !  

    عاشورا نهضتی است ماندگار ُ نه در صفحه ای از صحیفه تاریخ و نه در نقطه ای در جغرافیا ، بل كه نهضتي است كه در هر زمان و زمين در رگ هاي روزگار جاري است و همه انسان هاي تحت ستم و اسير سلطه خودكامگي را به قيام فرامي خواند. اين نهضت پاياست ، چون پيوسته پوياست! 

     بيانم با با ابياتي از نصرالله مرداني حسن ختام مي بخشم و شما را به خدا مي سپارم.

آب،شرمنده ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت
بود لب تشنه لب های تو صد رود فرات
رود بی تاب،کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب،سواران سراب
دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت

                                                                             سیدعلیرضا شفیعی مطهر

+ نوشته شده در 1388-دي-4ساعت 01:13 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
چگونه خلاقيت را در كودكان كشف كنيم؟
باليدن درخانه و مدرسه
جام جم آنلاين: چگونه مي‌توانيم استعداد و توانمندي‌ فرزندان خود را شكوفا كنيم؟ شرايط و امكانات لازم براي افزايش بهره‌ هوشي چيست و چگونه مي‌توان در اين راه، گام برداشت؟ گفته مي‌شود، خلاقيت جنبه‌هاي متعددي دارد كه يكي از آن ها وجود شرايط لازم براي بروز اين استعداد همگاني است.

بنابراين آموزش و پرورش براي رشد خلاقيت و نوانديشي در دانش‌آموزان بايد به درك درست و روشني از شرايط موجود برسد و در مرحله بعد، بر مبناي فلسفه تعليم و تربيت و هدف‌هاي اصولي و معيارهاي علمي معتبر بكوشد.

نظام آموزش و پرورش يك جامعه، بايد شرايط و امكانات لازم را براي اعضاي جامعه به نحوي فراهم كند كه هر يك از آن ها بتوانند توانمندي‌ها و استعدادهاي خود را در حد اعلي به رشد و شكوفايي برسانند و در عين حال اين وظيفه را هماهنگ و توا‡مان انجام دهند، يعني آموزش و پرورش به صورت تلفيقي.

دكتر محمدحسن پروند، دكتري برنامه‌ريزي آموزشي درسي در تعريف لغوي خلاقيت مي‌گويد: اين واژه از فعل خلق كردن، آفريدن و به وجود آمدن مشتق شده، ولي در مفهوم آن، دو معناي نوآوري و ابداع مستتر است ، يعني به هنري خلاق گفته مي‌شود كه نو و بي‌بديل باشد و نوعي تغيير در آن ايجاد شده باشد.

وي در تعريف خلاقيت مفهومي اظهار مي‌كند: خلاقيت نوعي توانمندي، استعداد يا نيروي خدادادي است كه در نهاد انسان‌ها كم و بيش به وديعه گذاشته شده و بايد با كمك عوامل و عناصر محيطي مناسب از صورت بالفعل به صورت بالقوه درآيد كه البته در افراد مختلف، اين استعدادها و توانمندي‌ها با درصدهاي مختلف وجود دارد.

علاوه بر عوامل توارثي و محيطي كه در خلاقيت و تقويت و پرورش كمك‌كننده است، عوامل فطري هم در آن دخالت دارند، همچون فطرت كنجكاوي يا جستجوگري، نوجويي، زيباپسندي و حقيقت‌خواهي.

«اولين و مهم‌ترين پايگاهي كه مي‌تواند در پرورش خلاقيت بسيار موثر باشد، خانواده است.» دكتر پروند با اشاره به اين مطلب مي‌گويد: 

 مهم‌ترين عوامل در اين ارتباط، والدين هستند و در اين ميان، مادر نقشي اساسي در تربيت فرزندان دارد، همان طور كه دانشمندي به نام بنجامين بلوم مي‌گويد: سه‌چهارم شخصيت كودك قبل از 6 سالگي شكل مي‌گيرد و كودك در اين مدت در خانواده است و معلمش مادر اوست. بنابراين والدين نقش مهمي در اين زمينه دارند و مي‌توانند در خصوصيات شخصيتي، جسمي، احساسي، ذهني، عاطفي، فرهنگي و اجتماعي كودك و بخصوص در جنبه خلاقيت او اثرات مثبت و منفي بگذارند. پدر نيز در اين زمينه مي‌تواند جو آزادمنشي يا استعدادي ايجاد كند و از نظر مالي، وسايل مورد نياز براي بروز خلاقيت را فراهم كند. ولي آنچه نبايد آن را به فراموشي سپرد، محله است. در واقع اگر محله‌اي كه كودك در آن زندگي مي‌كند نزديك به مسجد، كتابخانه، سينما، تئاتر و... باشد، مي‌تواند در رشد خلاقيت كودك تاثيرگذارتر باشد.

قابل ذكر است، همبازي‌ها و همسالان نيز از عوامل ديگر بروز خلاقيت محسوب مي‌شوند كه در بازي‌ها منجر به پيدايش يا عدم پيدايش خلاقيت مي‌شوند.

به گفته دكتر پروند، مدرسه نيز از ديگر عوامل بروز خلاقيت محسوب مي‌شود و مهم‌ترين عنصري كه در مدرسه از نظر بسياري‌ پنهان مي‌ماند، ارتباط با برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي مدرسه است، يعني برنامه‌هايي كه به صورت علمي و دقيق به وسيله متخصصان هم در بعد آموزش و هم در بعد پرورش تدوين، تصويب و ابلاغ شده است، بايد اجرا شود.

قابل ذكر است، در برنامه‌هاي آموزشي درسي نظام آموزش و پرورش ما، برآموزش بسيار تاكيد شده و متاسفانه روي پرورش تاكيد چنداني نشده است كه در حقيقت بايد نهاد پرورشي همدوش و همتراز فعاليت‌هاي آموزشي در برنامه‌ها گنجانيده شود.

حال اگر قبول كنيم پرورش نسبت به آموزش از اهميت بيشتري برخوردار است و داراي پيچيدگي بيشتري است، بايد بخش عمده‌اي از تلاش‌هايمان را هم در طراحي و هم در اجراي برنامه‌‌هاي آموزش و پرورش مدارس از كودكستان تا سال آخر دانشگاه، بيشتر برجنبه‌هاي پرورشي متمركز كنيم.

در مدارس علاوه بر اين برنامه‌ها، فعاليت‌هاي فوق برنامه (درون برنامه) نيز وجود دارد كه بايد جزو برنامه‌هاي مصوب و مدون قرار بگيرد. دكتر پروند با بيان اين موضوع، عنوان مي‌كند: معلمان، همكلاسي‌ها، ميزان آزادي در مدرسه و جوي كه از نظر مديريتي حاكم است (جو آزاد‌منشانه) مي‌تواند در بروز خلاقيت دانش‌آموزان تاثير داشته باشد و اگر اين جو مستبدانه باشد، برعكس مي‌تواند جلوي خلاقيت و پرورش آن را بگيرد.

طبق بررسي‌ها مشخص شده است كه فضاي مدرسه، وسعت و بزرگي، فضاي سبز و امكانات موجود در مدرسه نيز مي‌توانند در بروز و ظهور خلاقيت نقش داشته باشند.

و عامل مهم بعدي كه در خلاقيت نقش بسزايي را بازي مي‌كند، جامعه است. همان طور كه مي‌دانيد، جامعه داراي نهادها و بنيادهاي مختلفي است كه عهده‌دار اشاعه و تقويت قواي خلاقه در شاگردهاي ما هستند؛ بخصوص در زمينه‌هاي ارزشي، اعتقادي، فرهنگي و هنري، اما چطور و چگونه بايد فهميد، كودكانمان خلاق هستند يا خير.

از ويژگي‌هاي كودك خلاق مي‌توان به پرانرژي و پرجنب و جوش بودن اشاره كرد و اصطلاحا به چنين كودكي «شيطان»‌گفته مي‌شود.

اين كودك كنجكاو است و در اصطلاح غلط فضول خطاب مي‌شود (منهاي كودكان بيش فعال)، دائما سوال مي‌كند و هر جوابي را نمي‌پذيرد. براي يك مساله راه حل‌هاي متعددي دارد كه گاهي اين راه‌حل‌هاي عجيب و غريب است، نسبت به ساير كودكان خيالپرداز است، داستان‌هاي تخيلي مي‌سازد، در چارچوب‌ها قرار نمي‌گيرد و از مقررات تبعيت نمي‌كند، به همين دليل بيشتر اين كودكان در خانواده‌ها مورد اذيت و آزار قرار مي‌گيرند كه چرا مقررات را رعايت نكردي؟!

به گفته اين دكتر برنامه‌ريز آموزشي درسي، اين كودكان برونگرا و رفاقت‌طلب هستند و علاقه زيادي به معاشرت دارند. آن ها در بازي‌هايشان، بيشتر رهبر هستند تا فرمانبردار. به همين دليل در اغلب بازي‌هايشان «رئيس» هستند.

وي مي‌افزايد: اين كودكان قدرت تفكر واگرا دارند و خيلي كم داراي تفكرات همگرا هستند يعني در حقيقت اگر مساله‌اي به آن ها داده شود، براي حل آن حساب و كتاب نمي‌كنند بلكه به كليت مساله نگاه كرده، اظهار مي‌كنند «كل آن داراي اشكال است» و همچنين داراي قدرت نوآوري و ابداع هستند.

شناسايي كودك خلاق

تارنس يكي از پيشكسوت‌هاي قلمرو خلاقيت و نوآوري است كه سال 1988 چهار نوع خلاقيت را در كتاب خود آورده است.

به گفته وي يك كودك خلاق داراي قدرت تفكر واگراست، قدرت تفكر سيال و رواني دارد و با قدرت انعطاف‌پذيري بالايش، سازگاري او بيش از كودكان ديگر است و داراي قدرت شرح و بسط بيش از حد معمول است.

به گفته دكتر پروند، برخي عوامل كه قدرت خلاقيت و نوآوري را در كودكان تضعيف مي‌كند، شامل محدوديت‌هايي است كه بزرگ‌ترها و خانواده براي او ايجاد مي‌كنند، همچنين تنبيه كردن، بي‌مهري، اخم كردن در برابر كارهايي كه انجام مي‌دهد و اجبار كردن كودك به رعايت مقررات خشك و محدوديت‌هاي فردي و جمعي مي‌تواند تاثيرات منفي دربرداشته باشد.

وي همچنين استهزا و مسخره كردن كودك، ايجاد ترس از به هم خوردن اوضاع آرام خانواده و محيط و پيش داوري‌هاي غلط درباره كودك را از موارد كاهش خلاقيت در كودكان ذكر مي‌كند.

گفتني است؛ تعصبات فردي، قبيله‌اي، محلي و انواع حسادت‌ها نيز از عوامل تضعيف خلاقيت به شمار مي‌رود.

عوامل تقويت قدرت خلاقيت

يكي از مولفه‌هاي موثر در خلاقيت «هوش» است كه ابعاد مختلفي دارد، بنابراين هوش، عامل عمده‌اي در تقويت خلاقيت است.

دكتر پروند با بيان اين مطلب، عامل بعدي در بروز خلاقيت را دادن آزادي لازم و كافي به كودك عنوان مي‌كند كه در اين ميان، تشويق و احترام والدين نيز تاثير خوبي در گفتار و رفتار كودك خلاق خواهد داشت.

تحقيقات نشان مي‌دهد فراهم كردن اسباب و لوازمي كه كودك به وسيله آن ها خلاقيتش را بروز مي‌دهد، همچون ابزار نقاشي، انواع بازي‌هاي فكري و ... مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد.

همچنين تدارك محيط آرام براي استراحت و تفكر و بروز خلاقيت و جلوگيري از دخالت عوامل مزاحم و تخريب‌كننده را نيز نبايد ناديده گرفت.

والدين مي‌توانند با اجازه دادن به كودك خود، آن ها را به داستان سرايي و قصه‌گويي تشويق كنند كه هم قصه را گوش دهند و هم تعريف كنند.

كودك نيز با تجربه كردن انواع بازي‌ها، حركات نمايشي و موسيقي مي‌تواند در جهت شكوفايي خلاقيت خود گام بردارد.

يك نكته مهم

اين استاد دانشگاه مي‌افزايد: مادران بايد قبل از مادر شدن با توانمندي‌هايي كه خداوند در كودكان به وديعه گذاشته شده است، آشنا شوند و راه‌هاي شكوفايي را بياموزند تا از اين طريق بتوانند كودكي خلاق و با استعداد پرورش دهند، البته نبايد فراموش كرد كه مدارس نيز با مجهز شدن به ابزارهاي لازم جهت پرورش خلاقيت، مي‌توانند گام موثر در اين راه بردارند.

طبق تحقيقات به دست آمده، 75 درصد از شخصيت يك كودك قبل از 6 سالگي شكل مي‌گيرد و 20 درصد آن تا 18 سالگي و 5 درصد بقيه از 18 سالگي به بعد. حال اگر از خود بپرسيم كه كودك از زمان تولد تا 6 سالگي كجا بوده است؟ هيچ جوابي به جز «خانه» نداريم . پس مشاهده مي‌كنيد كه مي‌توان از «مادر» به عنوان مربي اصلي كودك نام برد و از آنجا كه نقش مادر در تربيت كودك بسيار با اهميت است، خداوند بزرگ‌ترين رسالت مادر را انسان‌سازي ذكر كرده است، چرا كه سازندگي اين انسان پيچيده و ناشناخته، بسيار سخت است، بنابراين مادران در پرورش خلاقيت كودك، بايد اجازه دهند كودك شيطنت كند و وي را در چارچوبي مقيد نكنند و با تشويق وي، امكانات را براي وي مهيا سازند.

به گفته دكتر پروند، اهرم اصلي در ايجاد و نهادينه كردن اين نوع توانمندي‌ها، علاوه بر عناصر ذكر شده،‌ برنامه‌هاي آموزشي درسي مدارس است، ولي اين موضوع را نيز نبايد از ياد برد كه نام هر تغيير و حركتي هم خلاقيت‌ نيست، چرا كه حركت خلاق و نو بايد تازه و غيرتكراري بوده و نوعي پويايي به همراه داشته باشد.

ليلا طاهر

+ نوشته شده در 1388-آذر-16ساعت 09:09 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب

سید محمد خاتمی:

 اخلاق، قرباني سياست شده

کد مطلب : 36135 16 آذر 1388 ساعت 1:37

رييس موسسه بين المللي گفت‌و‌گوي فرهنگ ها و تمدن‌ها با اشاره به تناقض هميشگي اخلاق و سياست گفت: هميشه سياست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حكومت‌هاي ديكتاتور و مستبد پايمال شده بلكه در جوامعي كه حكومت دموكراتيك هم داشته‌اند اخلاق قرباني سياست شده است.

به گزارش خبرنگار ايلنا ، سيد محمد خاتمي در مراسم جشن اصحاب فرهنگ و هنر و انديشه كه همزمان با فرارسيدن عيد سعيد غدير خم مجلس وتعدادي از هنرمندان در خانه هنرمندان ايران برگزار شد با بيان اهميت عيدغدير در تاريخ بشريت ذكر كرد و گفت:
 غدير تنها يك آب‌گير و بركه كوچك در بيابان خشك و سوزان حجاز نيست. چشمه آب حيات نيست، بلكه اقيانوسي است كه در كوير تاريخ براي تشنگي بشر و كساني كه طالب عظمت و آزادي بودند مثل اقيانوس بوده است.

خاتمي در توصيف شخصيت والاي امير المومنين علي‌ (ع) گفت:
 علي مافوق انسان نيست، چرا كه برتر از انسان فقط خدا است. و اين كه ما بگوييم علي مافوق انسان است، مدح گفتن علي نيست. بلكه علي انساني برتر است و الگويي است براي همه كساني كه از جنس خود او هستند. علي انسان برتر است در حكمت معنوي ما مسلمان‌ها و آنچه كه در دنياي اسلام تحقق پيدا كرد و هرگز به خاطر ظاهرپرستي و ظاهرفريبي نهراسيده است.

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگ و تمدن ها در ادامه به شان آدميت و انسان به عنوان لباب آفرينش اشاره كرد و گفت: انسان لباب آفرينش است در قرآن هم استناد شده است. انسان گل سر سبد كائنات است و به تعبير قرآن مغز و لباب هستي است. و البته همه آفرينش براي انسان خلق شده است و هيچ موجودي برتر از انسان در آفرينش وجود ندارد.

وي خاطر نشان كرد: نبات، جماد و انسان امتيازاتي دارند كه از نبات به جماد و از جماد به انسان رسيده است و در نهايت انسان همه اين امتيازات را با هم دارد و در بردارنده همه امتيازات ملك و ملكوت است.

خاتمي ادامه داد: همه آدميان كرامت و استعداد برتر بودن را دارند و اين كه بعضي انسان‌ها برتر از ديگران هستند، به خاطر استفاده از اين استعداد خدادادي است و مي‌توانند به مرحله بالاي انسانيت برسند. اگر انسان‌هاي ديگر نيز تلاش كنند مي‌توانند اين استعداد بالفعل خود را عملي كنند. اين تناقض كه انسان چقدر خودش و چقدر خدا در پيشرفت اين استعداد به او كمك مي‌كند، حتي در يكي از اشعار بلند حافظ نيز تجلي يافته است.

   گرچه وصالش نه به كوشش دهند          هر قدر اي دل كه تواني بكوش

خاتمي درباره شخصيت علي (ع) به عنوان نمونه والاي انسان كامل گفت: علي الگو و اسوه عدالت و تقوا است چرا كه دست پرورده نبي اكرم است و حتي به تعبير يك دانشمند بزرگ غيرمسلمان كه مي‌گفت من به پيامبر احترام مي‌گذارم چرا كه علي گفته است و خود علي افتخار مي‌كرد كه غلام پيشگاه نبي اكرم باشد. بنابراين علي در عدالت، تقوا و انصاف اسوه بود.

وي در مورد شرايط حكومتي حضرت علي خاطر نشان كرد: يكي از امتيازات بزرگ او اين بود كه توانست براي مدت كوتاهي حكومت ظاهري را به دست گيرد و در روز غدير او از طرف خداوند و پيامبر به عنوان انسان شايسته‌اي شناخته شد كه لياقت حكومت بر انسان‌ها را دارد اما به هر دليل حكومت او به تعويق افتاد و علي(ع) با همه شايستگي كه از طرف خداوند به او داده شده بود، اين حكومت را به دست نگرفت.

خاتمي ادامه داد: اين امتياز بزرگ علي(ع) بود كه جز به راي و رضايت مردم حاضر نشد حكومتي را كه خدا به او داده بود بپذيرد.

سيد محمد خاتمي با اشاره به دموكراسي مطرح شده در دوران فعلي و اهميت راي مردم گفت: 
در 1400 سال پيش اميرمومنان تنها به خاطر رضايت مردم از حكومت كنار كشيد و اگر نبودند و او را نمي‌خواستند حكومت را به دست نمي‌گرفت.

وي ادامه داد: 
مسئله عدالت علي(ع) فقط اقتصادي نيست، بلكه يك عدالت جامع است. عدالت او آزادي انسان و حرمت و تقوا بود. او حتي براي انسان‌هايي كه مسلمان نبودند و مخالف او بودند نيز حرمت و آزادي قائل بود.

خاتمي با اشاره به تناقض هميشگي اخلاق و سياست ادامه داد: هميشه سياست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حكومت‌هاي ديكتاتور و مستبد پايمال شده بلكه در جوامعي كه حكومت دموكراتيك هم داشته‌اند اخلاق قرباني سياست شده است.

وي با اشاره به چند مورد از شرايط به حكومت رسيدن علي(ع) سخنان خود را پايان داد و چنين گفت:
 زماني كه او به خلافت رسيد، گروهي به او گفتند حكومت‌هايي كه در دوره‌هاي قبلي بوده‌اند و انحراف داشته‌اند بركنار كند، ولي علي (ع) گفت من هرگز با ناروايي و ستم با آن ها برخورد نمي‌كنم و از من به دور است كه براي تن دادن به قدرت و رسيدن به حكومت ، ديگران را از سر كار براندازم . 
به همين دليل به او گفتند تو سياست‌مدار نيستي و صداقت تو سبب مي‌شود كه به قدرت‌ات ضربه بخورد و علي(ع)پاسخ داد كه تقوا بزرگ ترين پايه اخلاق است و اگر تقوا نبود و خود را مكلف به اجراي آن نمي‌دانستم بزرگ ترين سياستمدار عالم بودم ! علي (ْع)زرنگي كردن را جزو سياست نمي‌دانست حتي در جنگ‌هايي كه به دشمنان او بدگويي مي‌كردند علي(ْع) مي فرمود دشنام ندهيد و با تهمت و افترا كسي را تخريب نكنيد و هرگز نمي‌پسنديد كه به نام انقلاب و اسلام و علي به ديگران بدگويي شود.

وي خاطر نشان كرد: در حكومت حضرت علي (ْع)همه مشمول عدالت او بودند، چه انسان‌هايي كه در همان جامعه مي‌زيستند و چه آن هايي كه مسلمان نبودند و در شهرهاي اطراف بودند. وي معتقد بود هيچ انساني به خصوص اگر سوابق درخشاني دارد، نبايد مورد ستم قرار گيرد.

سيدمحمد خاتمي با روايتي از لطف علي(ع) در حق دختري يهودي كه خلخال را از پاي او كشيده بودند گفت: آن دختر يهودي بود و در روستاهاي اطراف ولي زماني كه علي(ع) فهميد كه به او ظلم شده در مقابل آن ها ايستاد. از سوي ديگر زماني كه در جنگ صفين دشمنان آب را به روي علي بستند همراهانش خواستند كه او نيز آب را بر آن ها ببندد، ولي علي(ع) هرگز چنين ستمي را نپذيرفت.

خاتمي در پايان سخنان خود شعري از شهريار در مورد علي(ع) خواند و با ياد و خاطره شهريار سخنان خود را پايان داد.

منبع:فرارو
+ نوشته شده در 1388-آذر-15ساعت 09:30 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
 غدیر ، تبلور حاكميت « مردم » در قامت امامت 

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی علیه السلام 

غدیر ، نه یک  روز عام و برکه آرام ، که یک تاریخ تمام است . غدیر یک پیچ سرنوشت ساز تاریخ است .

   در این روز ، سرنوشت روشن بشریت با زلال آب های «غدیر» گره خورد . هر قطره آن بلور مذاب یک سینه سخن در دل و یک آبشار زلال عرفان بر زبان دارد. در غدیر زنجیر رقیت بشر از هم گسست و یوغ اسارت انسان درهم شکست . غدیر با تثبیت حاکمیت « الله »، پدیده حاکمیت انسان بر انسان را برانداخت و نیرنگ خودکامگان را نقش بر آب ساخت . 

    منشور غدیر ، اصل « ولاتکن عبد غیرک قد جعلک الله حرا » را بر تارک تاریخ نگاشت و با همین اصل ، کرامت انسان را پاس داشت .  

   آرمان غدیر بر این بود که وازه های خودکامگی ، سلطه گری ، سلطه پذیری ، خشونت ورزی ، اباحی گری ، تملق ، چاپلوسی ، ستمگری ، ستم پذیری ، و.... را از قاموس بشریت بزداید و راه و رسم حق گرایی ، انسان دوستی ، مردم سالاری ، عدالت خواهی ، ستم ستیزی ، آزادی خواهی ، حقوق مداری ، مشارکت پذیری ، مشارکت جویی ، شایسته سالاری ، اماتتداری ، صراحت و صداقت سخن ، رفق و مدارا ، ساده زیستی و همه ارزش های عالی اسلامی و انسانی را نهادینه سازد .    

مکتب غدیر ، سعه صدر ، تحمل عقیده مخالف و ظرفیت بالا را از ابزار مدیریت و رهبری می داند:

 ( آله الریاسه سعه الصدر ) .

 در این مکتب ، مسند حکومت و زمامداری ، نه یک طعمه و شکار ، که یک امانت الهی است و حاکم در برابر خدا و خلق باید پاسخگو باشد :

 ( ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه ) .

 مرام غدیر : « با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا » است . مولای برگزیده غدیر حتی اجازه بدرفتاری با دشمنان خونی خود را نمی دهد . او تاکید می ورزد که : 

« پس از من  خوارج را نکشید ، زیرا آن که به طلب حق درآید و راه خطا پیماید ، همانند آن نیست که باطل را طلبد و بیابد و بدان دست گشاید .»

    بنیانگذار مکتب غدیر ، انتقاد و پرسشگری و عدالت خواهی را از حقوق مردم و پاسخگویی ، خدمتگزاری و احساس مسئولیت را از وظایف و تکالیف حاکمان می داند .

« با من ، آن گونه که با خودکامگان سخن می گویند ، سخن مگویید و چونان که با تندخویان رفتار می کنند ، از من کناره نگیرید . با ظاهرسازی و ریا با من آمیزش نکنید و شنیدن سخن حق را بر من سنگین مپندارید . نمی خواهم مرا بزرگ انگارید ، چه آن کسی که شنیدن سخن حق بر او گران باشد و اجرای عدالت بر او دشوار بود ، کار به حق و عدالت کردن بر او دشوارتر است . پس از گفتن حق یا رای زدن در عدالت کوتاهی نکنید . »

   و در جای دیگر ، پای فراتر نهاده ، چاپلوسان را رانده ، حق گرایان گزنده را ترجیح می دهد :

« آن کسی را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بیشتر بگوید و در آنچه می کنی یا می گویی و خدا آن را از دوستانش ناپسند می دارد ، کمتر تو را یاری کند .»

  سلطان سریر غدیر و ابرمرد عرصه تدبیر در دفاع از حقوق انسانی یک شهروند تا بدان جا پیش می تازد که ، قاضی خود را به سبب این که صدایش بلندتر از ارباب رجوع بوده است ، عزل می کند . امام علی(ع) به ابوالاسود دولی می فرماید : « انی رایت کلامک یعلوا کلام خصمک ».

  در بینش غدیر ، انسانیت انسان ارزش دارد ، نه مواضع سیاسی ، عقیدتی و فکری او . خالق این بینش به مالک اشتر می فرماید : 

« مردم دو گروه اند : یا مسلمان اند ، که برادر تو هستند ، یا غیر مسلمان ، که در آفرینش با شما یکسان اند . » 

 و در دفاع از حقوق دگراندیشان بدان پایه اصرار می ورزد که هشدار می دهد : 

« هرکس اقلیتی را بیازارد ، قطعا مرا آزرده است ! »

   آغازگر نظام غدیر ؛ حاکم را نه تنها مطاع خلق ، که مطیع خالق و خلق نیز می داند :

« هرگز مگو : من فرمانروایم . باید حکم رانده و بی چون و چرا پیروی شوم . چه ، آن کسی که چنین مشی و مشربی و چنین سیستم و نظامی دارد ، روان را ناهنجار ، دین را ناروا و جامعه را ناپایدار می سازد . »

او راز هلاکت و نابودی جامعه را در فقر و فلاکت مردم می داند و رمز فقر آنان را ، قدرت گرایی و ثروت اندوزی اقلیت می شمارد .

....و برای تحقق این گونه آرمان ها بود که با تایید الله و به دست رسول الله (ص) و با گزينش مردم - خلق الله - ،  امیر المومنین علی (ع) ولایت امت اسلام را عهده دار شدند .  

در تاریخ اسلام می خوانیم كه امام علی (ع) با و جود آن كه از طرف خداوند به امامت رسیده بودند ، ولی به دلیل اين كه بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) مردم با او به عنوان «خلیفه » بيعت نكرده بودند، بیست و پنج سال خار در چشم و استخوان در گلو ، سكوت كرد و به خاطر احترام به تصمیم مردم در تعیین سرنوشتشان تمام این سال ها نه تنها كار شكنی نكرد، بلكه همواره در كنار مردم حتی به خلیفه منتخب مردم نیز به عنوان مشاور كمك می كرد. هم او بود كه به خاطر مردم و بیعت شان بعد از 25 سال بر مسند خلافت نشست ، با وجود این كه 25 سال بود كه از طرف خداوند به امامت رسیده بود .

     برخی از علمای دین بر این نظرند كه معرفی امام به عنوان شخص شایسته و نامزدحكومت جنبه« تعیینی» دارد،نه«تحميلي» .معصومان حق حکومت دارتد و مردم حق حاکمیت . حکومت امری دنیایی و از آن مردم است و این حق قابل فسخ و انتقال به دیگری است.  استاد مطهری می گوید:

«اگر امام به حق را مردم ، از روی جهالت و عدم تشخیص نمی خواهند، او به زور نباید و نمی تواند خود را به مردم و به امر خدا تحمیل كند.لزوم بیعت هم همین است»

(حماسه حسینی: مطهری،107)

در كلامی از حضرت علی (ع) می خوانیم كه  :

«رسول خدا مرا متعهد به پیمانی كرده و فرموده بود: پسر ابیطالب ولایت امتم حق توست. اگر به درستی و عافیت تو را ولی خود كردند و با رضایت در باره تو به وحدت نظر رسیدند، امر ایشان را به عهده بگیر و بپذیر ؛ اما اگر در باره تو به اختلاف افتادند، آن ها را به خواست خود واگذار، زیرا خدا راه گشایش را به روی تو باز خواهد كرد» . 

ایشان پس از قبول بیعت مردم بر منبر رفته و خطاب به آن ها فرمود:

«ای مردم ! این امر ، امر شماست. هیچ كس جز آن كه شما او را امیر خود گردانید، حق امارت بر شما را ندارد.» 

آغاز ولایت فرخنده و حکومت خجسته مولا علی علیه السلام بر جهان بشریت ، بر همه نیک اندیشان و سبزکیشان جهان مبارک باد .امید که در پرتو رهبری ها و رهنمود های این پیشوای پرواپیشگان و امیر پرهیزگاران بتوانیم آرمان های بلند تشیع را تحقق بخشیم.

                                                             سید علیرضا شفیعی مطهر

+ نوشته شده در 1388-آذر-13ساعت 08:38 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
                                            به نام خدا

     امروز ۱۵ ذي الحجه برابر با فرخنده زادروز حضرت امام علي النقي الهادي عليه السلام در سال ۲۱۲ ه.ق.است . ضمن عرض تبريك و تهنيت به پيشگاه شما و همه حق باوران جهان ، گزيده اي از رهنمودهاي راهگشاي ايشان را تقديم مي كنم . اميد كه با تبلور بخشيدن آن رهنمودها در زندگي خود ، شاهد تحولاتي مثبت و مبارك در حيات فردي و اجتماعي خود باشيم.

هفت گفتار از امام هادی علیه السلام

طلیعه

امام هادی(ع)

حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته‌اند.

آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاي ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.

به مناسبت ولادت آن رهبر والای شیعیان جهان به فرازهایی از گفتارهای هدایتگرش گوش جان می‌سپاریم.

عظمت باری تعالی

شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت علیهم السلام امری ناممکن است؛ گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را می‌شناسد و به او ایمان می‌آورد؛ اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت علیهم السلام جلوه ای دیگر دارد و آنان کامل ترین و مطمئن ترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند. امام هادی علیه السلام در تبیین صفات خداوند می‌فرماید:

 «إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَةِ بِهِ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقَالَ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الاْءَیْنَ بِلَا أَنْ یُقَالَ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّةِ وَ الاْءَیْنِیَّةِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛(1)

خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می‌شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمی‌رسند و تصور و اندیشه ها به حقیقتش آگاه نمی‌گردند و در افق نگاه چشم ها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوری اش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بی همتا. با شکوه است و نام ها و اسمائش همه مقدس‌اند و پاک

شکوه بندگی

از منظر فرهنگ متعالی توحید، عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست:

خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می‌شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است

بلندی بایدت افکندگی کن        خدا را باش و کار بندگی کن

امام دهم علیه السلام در تبیین مقام بندگی می‌فرماید:

«مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ یُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ یُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِینَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْیَیْقِنْ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِین؛(2)

 هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد، [مردم] از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند، [دیگران] از او اطاعت می‌کنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد، هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد، او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود

گرت این بندگی تمام شود        چرخ و انجم ترا غلام شود

مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیه السلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار می‌کرد و می‌فرمود: 

«إِلَهِی کَفَی بِی عِزّا أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا وَ کَفَی بِی فَخْرا أَنْ تَکُونَ لِی رَبّا أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِبُّ؛(3) پروردگارا! این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه ای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری، قرار ده!»

امام هادی(ع)

ریشه ها و نتایج تکبر

در سیره تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینه ها و ریشه های خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت می‌فرماید:

 «مَنْ اَمِنَ مَکْرَ اللَّهِ وَ أَلِیمَ أَخْذِهِ تَکَبَّرَ حَتَّی یَحِلَّ بِهِ قَضَاوُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ کَانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَیْهِ مَصَائِبُ الدُّنْیَا وَلَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ؛(4) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند، خود را در امان احساس کند، تکبر می‌ورزد، تا این که با قضا و تقدیر خداوند مواجه گردد؛ اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است، مصیبت های دنیا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و [اجزاي بدنش] پراکنده شود.»

طبق این رهنمودِ ارزشمند، هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار می‌کند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته، هدف خود را در زندگی گم می‌کند. چنین فرد غافلی از خود هرگز نمی‌پرسد که:

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود         به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم

اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهره ور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمی‌گردد؛ چرا که به پشتوانه ای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است.

بنابراین، ریشه مهم لغزش ها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشی است که اشخاص را از رسیدن به اهداف والای انسانی باز می‌دارد.

امام دهم علیه السلام در روایتی دیگر به عواقب زیانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در این مورد هشدار داده و فرموده است: 

«مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیْهِ؛(5)

 هر کس از خود راضی باشد، غضب کنندگان بر او بسیار خواهند شد.»

صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلکه مورد غضب خداوند نیز قرار می‌دهد که در قرآن فرمود: 

«إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ»؛(6) «خداوند گردنکشان [و متکبران] را دوست ندارد.»

عذاب جهنم و محرومیت از الطاف الهی از دیگر رهاوردهای تکبر است.

خویشتن را بزرگ می‌بینی؟         راست گفتند یک دو بیند لوچ

در روایت آمده است که روزی حضرت سلیمان بن داود علیهماالسلام امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بیرون آمده، در بساط شگفت انگیز سلیمان علیه السلام جای گیرند. دویست هزار نفر از بنی آدم و دویست هزار نفر از جنیان با او بودند. بساط او به قدری بلند شد که صدای تسبیح ملائکه را در آسمان ها شنید. سپس بساط او آن قدر پایین آمد که کف پایش به دریا رسید. در آن حال، ندایی آسمانی به اصحاب سلیمان علیه السلام گفت: اگر در دل فرمانروای شما (سلیمان علیه السلام) ذره ای تکبر بود، بیشتر از آنچه بلند کرده اند، او را به زمین فرو می‌بردند.(7)

ز خاک آفریدت خداوند پاک        پس ای بنده افتادگی کن چو خاک 

تواضع سر رفعت افرازدت            تکبر به خاک اندر اندازدت

امام هادی(ع)
ارزش علم و دانش

کسب علم و دانش از مهم ترین شیوه های رسیدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جایی نمی‌برد. امام دهم علیه السلام بر این باور بود که برای نیل به مقاصد عالی انسانی لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشند؛ چرا که بدون آگاهی هیچ رهروی به مقصد نرسد.

آن رهبر فرزانه در گفتاری ارزشمند می‌فرماید: 

«إِنَّ الْعَالِمَ وَ الْمُتَعَلِّمَ شَرِیکَانِ فِی الرُّشْدِ؛(8)

 دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدایت شریک‌اند.»

 اگر علماء و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نیز به دنبال آموزش نباشند، سطح افکار مردم رشد نمی‌یابد و پیشرفت صورت نمی‌گیرد.

شرف و قیمت و قدر تو به فضل هنر و است         نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان

اساسا برای تهذیب نفس و پیمودن راه کمال، علماي اخلاق، معرفت و کسب آگاهی را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمی می‌دانند. آری، دانش انسان را به خطرات راه آگاه می‌کند و عظمت و عزت خداوندی را به یاد می‌آورد و انسان شایسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشد، تواضع و صفات حمیده در وجودش بیشتر شکوفا می‌گردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانی و مقام پایین خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبریایی اش در راه رشد و تهذیب گام برمی دارد.

امام هادی علیه السلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش می‌دانست و می‌فرمود:

 «أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ؛(9)

 دانشمند از دانش برتر است.»

 البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تأثیرگذاری اندکی دارد؛ چنان که حضرت علی النقی علیه السلام فرمود: «اَلْحِکْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِی الطِّبَاعِ الْفَاسِدَةِ؛(10)

 حکمت در طبیعت های فاسد سودی نمی‌بخشد.»

موقعیت ممتاز مکان های مقدس

در بینش توحیدی اسلام، انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداست؛ اما خداوند متعال برای تقرب بیشتر بندگانش و برای آسایش و آرامش آنان، زمان ها و مکان هایی را معین کرده است که ویژگی خاصی دارند.

امام علی النقی علیه السلام با اشاره به موقعیت ممتاز اماکن مقدس فرمود:

«اِنَّ لِلَّهِ بُقَاعا یُحِبُّ اَنْ یُدْعَی فِیهَا فَیَسْتَجِیبُ لِمَنْ دَعَاهُ وَ الْحَیْرُ مِنْهَا؛(11)

 خداوند مکان های مقدسی دارد که دعا در آن جاها را دوست می‌دارد. پس هر کس در آن مکان ها او را بخواند، اجابتش می‌کند و حائر حسینی علیه السلام یکی از آن هاست.»

در این سخن، پیشوای دهم نکات مهمی را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بیت علیهم السلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش این مکان های شریف پرداخته و آن ها را بقعه های خدایی نامیده، سپس اهمیت دعا و استجابت آن را در این مکان ها مورد تأکید قرار داده و در آخر، مزار دلربای حضرت سید الشهداء علیه السلام، را از مصادیق بارز بقاع الهی و محل استجابت دعای بندگان شمرده است.

امام هادی علیه السلام در کلام دیگری عظمت بارگاه امام حسین علیه السلام را این گونه بیان می‌کند: «هر کس از منزل خود به قصد زیارت بارگاه حضرت حسین علیه السلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کند، از رستگاران نوشته می‌شود و هر گاه به امام حسین علیه السلام سلام کند، از سعادتمندان محسوب می‌گردد و اگر از نماز زیارت فارغ شد، فرشته ای از سوی خداوند متعال به او می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می‌رساند و می‌گوید: تمام گناهانت بخشوده شد، اعمال را از نو شروع کن!»(12)

امام هادی(ع)

روزگار ناسازگار

گاهی این نکته به ذهن می‌آید که آیا واقعا برخی زمان ها، مکان ها و یا عوامل و حوادث طبیعی در زندگی انسان دخالت دارند؟ آیا بدی و خوبی و شوم بودن را می‌توان به روزها و روزگاران نسبت داد؟ امام هادی علیه السلام پاسخ این پرسش را به یکی از یارانش توضیح داد.

حسن به مسعود می‌گوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادی علیه السلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمی شده و شانه ام در اثر تصادف با اسب سواری صدمه دیده و در یک نزاع غیر مترقبه لباس هایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتی تمام در حضور آن گرامی گفتم: عجب روز شومی برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد! امام هادی علیه السلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِی بِذَنْبِکَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ 

 ای حسن! این [چه سخنی است که می‌گویی] با این که تو با ما هستی، گناهت را به گردن بی گناهی می‌اندازی! [روزگار چه گناهی دارد!]»

حسن بن مسعود می‌گوید: با شنیدن سخن امام علیه السلام به خود آمدم و به اشتباهم پی بردم. گفتم: آقای من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود:

 ای حسن! روزها چه گناهی دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات می‌شوید، به ایام بدبین می‌شوید و به روز بد و بیراه می‌گویید!

حسن گفت: ای پسر رسول خدا!، برای همیشه توبه می‌کنم و دیگر عکس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمی‌دهم. امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِی بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ 

 ای حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش می‌دهد و عقاب می‌کند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات می‌کند.»(13)

 شیوه حفظ دوستان

از منظر امام دهم علیه السلام یکی از ویژگی های اولیاي خدا و انسان های صالح عفو و گذشت و پذیرش عذر دیگران است.

ایوب بن نوح می‌گوید: آن حضرت طی نامه ای به یکی از یاران ما که موجب ناراحتی شخصی شده بود، توصیه کرد که برو از فلانی عذر خواهی کن و بگو: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْرا إِذَا عُوتِبَ قَبِلَ؛(14) 

اگر خداوند خیر بنده ای را بخواهد، [او را حالتی عطا می‌کند که] هرگاه از او عذر خواسته شد، می‌پذیرد.» تو نیز عذر ما را بپذیر!

برای پاسداری از حریم دوستان نیک نباید در باره آنان سخت گیری کرد، بلکه باید در موارد لغزش و خطایشان عفو و گذشت پیشه کرد و عذرشان را پذیرفت؛ زیرا اگر به بهانه های ساده، انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازد، به مرور زمان غریب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزایش می‌یابند؛ در حالی که دوستان خوب بازوی نیرومندی در زندگی افراد به شمار می‌آیند. لقمان حکیم به فرزندش سفارش می‌کرد که: «یَا بُنَیَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِیقٍ وَ أَلْفٌ قَلِیلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّا وَاحِدا وَ الْوَاحِدُ کَثِیرٌ؛(15) 

فرزندم هزار دوست بگیر و البته هزار کم است و یک دشمن برای خودت درست نکن که یکی هم زیاد است.»

بنابراین، برای رسیدن به سعادت و توفیق در زندگی، انسان باید از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئی و لغزش های ساده نباید آنان را از دست بدهد، بلکه شیوه اهل بیت علیهم السلام را در نظر بگیرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهی کردند، بپذیرد و عفو و گذشت پیشه کند.

سعدی گفته:

با مردم سهل گوی دشوار مگوی          با آن که درِ صلح زند جنگ مجوی

پی نوشت:

1. تحف العقول، ص 482؛ الکافی، ج 1، ص 138.

2. تحف العقول، ص 482.

3. بحارالانوار، ج 74، ص 402.

4. تحف العقول، ص 483.

5. بحارالانوار، ج 69، ص 316.

6. نحل / 23.

7. معراج السعاده، ص 270؛ محجة البیضاء، ج 6، ص 213.

8. کشف الغمه، ج 2، ص 386.

9. اعلام الدین، ص 311.

10. همان.

11. تحف العقول، ص 482.

12. کامل الزیارات، ص344.

13. بحارالانوار، ج 56، ص 2.

14. مستدرک الوسائل، ج 8، ص 329

15. وسائل الشیعه، ج12، ص 16.

مبلغان؛ شماره 74

 تهیه:ح.عسگری

تنظیم:س.آقازاده

+ نوشته شده در 1388-آذر-11ساعت 07:10 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
عید قربان ، اوج عشق و عرفان

عید قربان نه یک روز ، که یک راز است . راز این روز ، «خود » دادن و «خدا »دیدن است .

آنان که زلال سپیده را در جام سحر می نوشند ، زمزمه خلوت یار را از زمزم ساغر می نیوشند .

با حبیب عارفانه راز می گویند و عاشقانه نیاز می جویند . بر آستان آفتاب و آستانه محراب ، سبد سبد ستاره شوق می بارند و سبو سبو باده عشق می گسارند. شام را با قیام به بام (بامداد) می رسانند و بام را با صیام ، به شام .شام را با شعف می آغازند و بام را با هدف . به گاه ملال با دل رام و ضمیر آرام در پرنیان آرامش می آرامند و در هنگام اشتغال ،برای تلاش معاش می خرامند. شبانگاهان در چشمه سار مهتاب تن می شویند و از نهال نماز ، یاسمن نیاز می بویند .

در «میقات» اخلاص ، لباس وابستگی را از بر می کنند و «احرام» وارستگی را به بر می کنند . در زلال « زمزم » شوق وضو می سازند و در آذر آرزو می گدازند . اگر اعتکاف در «کعبه» حجاز را نمی توانند ، «طواف » کعبه راز را می دانند . کعبه حجاز را از سنگ وگل می دانند و کعبه راز را از جان و دل . آن کعبه ساخته ابراهیم خلیل است و این پرداخته رب جلیل . حاجیان ، خانه خدا را می طلبند و اینان خدای خانه را . آنان با ناز می روند و اینان با پرواز . 

 «مروه» معرفت را با «سعی» و همت از جفای جان می پیرایند و به «صفا»ی جانان می آرایند . از قصور خود ناخرسنداند و به «تقصیر» پای بند . این گونه اند که «سعی» شان مشکور است و «ذنب»شان مغفور . در وقوف ، واقف می شوند و در «عرفات» ، عارف . در «مشعر» ، شعور را تکریم می کنند و «شعائر» را تعظیم .(ذلک و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب –حج ،33)

در «منا»ی یار ، دل را از مونای اغیار می زدایند و به مینای دلدار می آرایند . از زاری و ذلت در برابر طاغوت ننگ دارند و بر اهریمنان زور و زر و تزویر سنگ می بارند . شیطان را رجیم می دانند و یزدان را ، رحیم .

در قربانگاه نیاز ، حرص و آز را سر می برند و کرکس نفس هوسباز را ، پر .با قربانی این شاهین از غربت زمین می رهند و به قربت رب العالمین می رسند . در عرصه ملکوت ، پر و بال می افشانند و در حریم لاهوت ، بال را هم وبال می دانند . طعم زندگی را از ملاحت فکر می گیرند و طعام را از حلاوت ذکر . با این ، عشق را در می یابند و با آن به سوی معشوق می شتابند . عروس فکرشان برخاسته از باور بکر است و اراسته به زیور ذکر . هستی را با نگاه نماز می نگرند و با قلم راز می نگارند . در نگاهشان نماز ، سرور سپیده است و نور دیده . با نماز می زایند و با نماز می زیند . با نماز جان می گیرند و با نماز می میرند .

"قل ان صلوتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین " 

در نماز از غربت دنیا می نالند و برای «قربه الی الله »می بالند .

از نماز پر و بال می گیرند و شور و حال . این بال و حال ، پروانه خروج از فرش است و عروج بر عرش .

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت

نامی است ز من بر من و باقی همه اوست

مسلمان حج گزار که در «میقات» وارستگی ، لباس وابستگی را از تن کنده و دل را از عطر دلدار آکنده ، جان را در زلال عشق جانان شسته ، کعبه عشق را نه با پای گل ، که با بال دل« طواف» کرده ، با «سعی»خود از «صفا»ی جان به «مروه» جانان پر کشیده ، اینک در «منا»ی عرفان ، اسماعیل جان را «قربان » و «شیاطین»روزگار را «سنگباران» می کند .

حج ، آیینه تمام نمای اسلام است و لحظه لحظه آن دارای پیام است .

حج ، یافتن «آمال » است و روی برتافتن از «امیال».

هویت انسان چون«صفر»، هیچ و پوچ است . در حج ، خدای احد و واحد است که به این صفرها هویت می بخشد . «صفر»ها بدون «یک»، هیچ اند و با «یک=خدا»همه چیز .

حج ، کندن است و آکندن . کندن دل از گل و آکندن جان با زلال جانان .

حج از انسان وابسته ، مسلمان وارسته می سازد .

حج ، زنجیرهای وابستگی را از پر و بال می گشاید و او را برای اوج گرفتن در آسمان پاکی ها می آراید .

در عرفات ، نهال عرفان به برگ و بار می نشیند و انسان را به تامل می نشاند .

در عرفات ، خون سبز عرفان در رگ های سرخ انسان سرود سپید ایمان می سراید .

حج گزار در محراب عبادت یار ، عبودیت قامت دلدار را قامت می بندد و قائمه حیات را به اقامه مناجات می پیوندد . در «منی» ، رشته وابستگی حج گزار به دنیا باریک تر و به خدا نزدیک تر می شود . در «مشعر»، شور و شعور را به هم می آمیزد و ابشاری از عشق و عرفان بر دشت دل فرو می ریزد . حج گزار در قربانگاه منی ، نه تنها گلوی حرص و آز ، که آرزوی نفس دغلباز را نیز می برد .   

عید فرخند قربان ، اوج عشق و عرفان بر همه آزادگان جهان مبارک باد .

                                نوشته : سیدعلیرضا شفیعی مطهر

+ نوشته شده در 1388-آذر-5ساعت 08:16 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

پای سخن امام باقر علیه السلام

السلام علیک یا محمد بن علی، ایها الامام الباقر، یابن رسول الله

 

 

 

 

 

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری

 

+ نوشته شده در 1388-آذر-3ساعت 07:41 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

تعريف خلاقيت


بيان تعريفي جامع از خلاقيت كار سختي است و صاحب نظران تعاريف مختلفي ارائه كرده اند. شايد ساده ترين تعريفي كه بتوان از خلاقيت داشت ارائه داد این باشد : 
 " خلاقيت عبارت است از اين كه فردي فكري نو و متفاوت ارائه دهد ."
"استيفن رابينز " خلاقيت را به معناي توانايي تركيب انديشه ها و نظریات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي كند .
" گيلفورد " دانشمند آمريكايي خلاقيت را با تفكر واگرا ( دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل ) در مقابل تفكر همگرا ( دست يافتن به پاسخ ) مترادف دانسته است. افرادي كه تفكر واگرا دارند، در فكر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده و روش هاي خلاق و جديد را به كار مي برند . برعكس كساني كه از اين خصوصيت برخوردار نيستند، تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي كنند .

ويژگي هاي فرد خلاق
مهم ترين ويژگي هاي يك افراد خلاق به شرح زير است :
- انگيزه بالايي براي پيشرفت دارند.
- آن ها كنجكاو و جستجوگرند.
- در انجام كارها داراي پشتكار و انضباط هستند.
- انگيزه فراواني براي كسب دانسته ها و تجربيات جديد دارند.
- شوق فراوان براي زندگي كردن دارند.
- زيباپسند بوده و علاقمند به آثار هنري هستند.
- مي توانند بر روي ديگران بسيار تاثير گذار باشند.
- داراي قوه تخيل (فعال ) بالايي هستند.
- ميل به استقلال دارند و از اين كه همرنگ جامعه باشند، مي پرهيزند و در مواردي كه دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند، به سرپيچي از آن ها تمايل نشان مي دهند.
- در زندگي كمتر جزيي نگر هستند.
- پيچيدگي در امور را بر سادگي ترجيح مي دهند.
- روحيه اي طنزگونه دارند و از شوخ طبعي برخوردارند.
- تمايل به انجام كارهايي دارند كه با ريسك توام است.
- افراد خلاق كارها را به خاطر لذت و رضايت بخشي انجام مي دهند و كمتر تحت تاثير عوامل بيروني نظير شهرت ، پول و يا تاييد ديگران كار مي كنند.
- گرايش به سادگي و ايجاد نظم دارند.
- در انجام تصميم گيرها انعطاف پذيرند.
- مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند.
- آن ها تمايل دارند كه احساسات و هيجانات خود را صريح بيان كنند.
- افراد خلاق از هوشي بالاتر از حد متوسط برخوردارند.
- به موضوعاتي توجه مي كنند كه ديگران به آن توجه نداشته اند.
- در مواردی آن ها براي يك مسئله مي توانند چندين راه حل داشته باشن.
اگرچه تمامي عوامل فوق در يك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد، اما مي توان بيان داشت اين ويژگي ها ممكن است در افراد خلاق بيشتر ديده شود.

(منبع:  مبینی)
+ نوشته شده در 1388-آذر-1ساعت 07:04 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

12 روش برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن

 
خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان می شود. اما معمولا سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب می شود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصت های بی شماری را به آسانی از دست می دهیم. ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.
1- زیاد مطالعه کنید
ذهن شما همانند بدنتان برای این که رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آن ها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظریات دیگران درباره مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.
2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید
شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمی شود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.
3- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید
هنگامی که افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آن ها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید، زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید، به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامی که افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آن ها دسترسی پیدا کنید و آن ها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند، قابل استفاده هستند.
4- از افکار دیگران بهره بجویید
بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آن ها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آن قدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آن ها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما می توانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.
نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند، اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گران قیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم. سعی کنید به جای قضاوت های بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.
5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید
گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ،ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.
بنابر این می توانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.
6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آن ها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگ ترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آن ها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید، نظر آن ها را نیز جویا شوید. عقاید آن ها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.
از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آن ها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آن قدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آن ها را دست کم نگیرید، با دیدگاه هایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آن ها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.
7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید
همه ما دوستی داریم که به نظر می رسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.
8- به توانایی های خود اتکا کنید
قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند، اما ممکن است مانند یک چشم بند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هر ازگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستم های فعلی را زیر سوال برید.
9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید
خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید، بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید، تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.
10- به ذهن خود آزادی عمل دهید
آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آن ها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. می توانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آن ها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد، اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.
11- ایده های گذشته را از نو بسازید
افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آن ها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر می رسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.
12- از الهه وجودتان یاری بخواهید
آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.
یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است ؟
شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه می توانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آن ها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را می کنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد، فقط بعضی ایده ها خام هستند.
بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.
منبع:
http://www.mardoman.com/success/greatideas.aspx

+ نوشته شده در 1388-آبا-28ساعت 08:50 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
سیدمحمد‌خاتمی: 
 وقتی در انتخابات اختلاف‌نظر پیش می‌آمد، امام به نفع 
 
مردم موضع می‌گرفتند 
 
امروز قانون اساسی را زیر پا گذاشته‌اند  
 
حذف دلبستگان به انقلاب بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است

پارلمان‌نیوز:رئیس جمهور سابق کشورمان شرط تحقق وحدت و تفاهم ملی را در این دانست که  اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران  وجود دارد، ثانیا  این‌که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت‌ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی‌اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، وحدت" و" برادری" امروز کلید واژه تمام سخنرانی‌ها و نوشته های محافل خبری و سیاسی است؛ هیچ سخنرانی و مقاله ای نیست که  در فضای سیاسی – اجتماعی امروز به این کلمات اشاره نکند . ده ها طرح و ایده برای برقرای وحدت و تقویت آن در میان جناح های سیاسی و حزبی کشور روی میز شیوخ ریش سفید جامعه قرار گرفته و ده ها میانجی از این سو به آن سو می‌روند تا بلکه راهی و راهکاری بیندیشند تا جامعه بازهم با حفظ سلایق خود در اصول متحد و منسجم باشد.

اما 21 سال پیش در چنین روزهایی حضرت امام خمینی (س)یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی نسل حاضر را گشود، ایشان در آن  مقطع پیامی را صادر کردند که شاید امروز کامل ترین  ایده برای آنچه معضل "اختلاف " و" تفرقه " نامیده می‌شود باشد.

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با پاسخ روشنگرانه به سوال آقای محمد علی انصاری که در حقیقت سوال نهفته در عمق اندیشه بسیاری از افراد جامعه بود، ایده‌ای را به یادگار گذاشت که کلید حل معمای پیچیده امروز است. رهبر کبیر انقلاب اسلامی در این پیام که به " منشور برادری " شهرت یافته است ،اختلاف سلیقه‌ها، نظرها و برداشت‌ها را طبیعی تلقی فرمودند و هر دو جناح مطرح در کشور را مورد تایید قرار دادند و ویژگی‌هایی برای گروه ها و احزاب و جریانات مقبول کشور برشمردند. ایشان به صراحت تاکید کردند که:

"  اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آن که به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است." 

...بقيه در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )


+ نوشته شده در 1388-آبا-19ساعت 06:04 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(1) - ارسال نظر - - لینک مطلب
 هشت روش برای تقويت قدرت خلاقيت

 

 

 حتی اگر نابغه نباشید، می توانید از استراتژی های کسانی مثل ارسطو و انیشتین، برای تقویت قدرت خلاقیت و اداره  بهتر زندگیتان استفاده کنید. در این مقاله 8 استراتژی مهم برایتان آورده ایم که شما را تشویق می کند تا به جای پروراندن فکرها و تصورات بیهوده، کارآمد و مفید فکر کنید تا راه حل مشکلاتتان را خودتان به دست آورید.


1. به مشکلات از جوانب مختلف نگاه کنید، و دیدگاه های جدیدی را انتخاب کنید که کسان دیگری از آن استفاده نمی کنند.
لئوناردوداوینچی عقیده داشت که برای به دست آوردن علم در مورد یک مشکل، باید یاد بگیرید که چطور آن مشکل را به راه های مختلف بازسازی کنید. او می گفت همیشه اولین رویکرد او به یک مشکل کمی متعصبانه بوده است. به همین دلیل سعی داشت تا مشکلات را از جوانب مختلف بررسی کند.


2. تجسم کنید!
انیشتین وقتی به حل یک مشکل فکر می کرد، سعی می کرد تا موضوع خود را با استفاده از نمودارهای مختلف به چند طریق ممکن فرموله کند. او راه حل ها را تجسم می کرد. عقیده داشت که کلمات و اعداد به آن شکل نقش مهمی در فکر کردن در مورد راه حل یک مشکل ندارند.


3. ایجاد کنید! یکی از ویژگی های متمایز نابغه ها استعداد تولیدی و زایایی آن هاست.
توماس ادیسون 1،093 حق ثبت اختراع داشت. او با با ارائه  فکر و تدبیر، سودمندی وسایل اختراعی خود را تضمین می کرد. دین کِیت از دانشگاه کالیفرنیا در مطالعه  2،036 مخترع تاریخ، به اثبات رساند که بزرگ ترین دانشمندان نه تنها آثار فوق العاده ای می ساختند، بلکه آثار بد و به درد نخوری هم در کارنامه  خود داشته اند. آن ها از شکست نمی ترسیدند، و آنقدر تلاش کردند تا به موفقیت دست یافتند.


4. ترکیبات جدید بسازید.
افکار، ایده ها، تصاویر و اندیشه هایتان را ترکیب کنید و دوباره ترکیب کنید و آن ها را به صورت ترکیبات مختلف درآورید، هرچند که طبیعی و مناسب نباشند.
قانون های توارث که علم جدید ژنتیک برپایه  آن قرار داده شده توسط راهب استرالیایی گریگو مندل مطرح شده که ریاضیات و بیولوژی را برای ایجاد یک علم جدید با هم ترکیب کرد.


5. رابطه سازی کنید. بین موضوعات نامشابه ارتباط ایجاد کنید.
داوینچی قادر بود بین صدای زنگ و آب ارتباط ایجاد کند. ساموئل مورس توانست با مشاهده  ایستگاه های حمل و نقلی توسط اسب، ایستگاه های تقویت کننده ای برای سیگنال های تلگراف اختراع کند.


6. متضاد فکر کنید.
فیزیکدان معروف نیلز بوهر عقیده داشت که اگر متضادها را کنار هم بیاورید، خواهید دید که افکار و اندیش تان به مرحله ی جدید منتقل می شود. توانایی او در تصور نور هم به عنوان یک ذره و هم یک موج باعث شد به اصل تکمیل برسد. افکار معلق و مسکوت می تواند به شما برای خلق یک شکل جدید کمک کند.


7. استعاری فکر کنید.
ارسطو استعاره را یکی از علامت های نوابغ می دانست. و عقیده داشت که هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف باشد و بتواند آن ها را به هم ربط دهد، یک نابغه است.


8. خود را برای شانس آماده کنید.
هرچه برای انجام کاری تلاش کنیم و شکست بخوریم، مشغول کاری دیگر خواهیم شد. این اولین اصل تصادف خلاقانه است. شکست زمانی می تواند سودمند باشد که ما به آن به عنوان یک نتیجه بی حاصل فکر نکنیم. به جای این، روند کار، مؤلفه های آن، و طریقه تغییر آن ها را تحلیل کنیم تا به نتیجه برسیم. نپرسید: "چرا من شکست خوردم؟!" بپرسید: "چه کرده ام؟!"

 

+ نوشته شده در 1388-آبا-10ساعت 06:07 توسط ع.ر.طلوع رهنمودهاي شما(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب

.